السلامُ عَلَیکَ یا غریب الغربا. هشتاد حدیث و یک آهنگ به مناسبت ولادت امام رضا و از سر گیری فعالیت سایت به همین مناسبت.

مقدمه ی مدیریت

با نام و یاد خدا و عرض سلام و تبریک به مناسبت میلاد امام رضا علیه السلام خدمت بازدیدکنندگان و کاربران سایت حسینیه نت به استحضار میرسد فعالیت سایت با مرتفع شدن بخشی از مشکلات شخصی مدیران از این تاریخ از سر گرفته خواهد شد. امید است با دعای شما عزیزان و حل شدن مشکلات باقیمانده بتوانیم با جدیت بیشتر به فعالیت خود ادامه دهیم. لذا خواهشمندیم در صورت مشاهده ی مشکلاتی در صفحات و لینکهای دانلود آن را به ما اطلاع دهید. از همه ی شما عزیزان عاجزانه برای رفع مشکلات خود التماس دعا داریم.

چهل حدیث گهربار از امام رضا علیه السلام

۱- سه ویژگى برجسته مؤمن
لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:۱ـ سُنَّهٌ مِنْ رَبِّهِ. ۲ـ وَ سُنَّهٌ مِنْ نَبِیِّهِ. ۳ـ وَ سُنَّهٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّهُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّهُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراهُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّهُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.

مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پیامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر کردن در زمان تنگدستى و پریشان حالى است.

۲- پاداش نیکى پنهانى و سزاى افشا کننده بدى

« أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَهِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَهً، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَهِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَهِ مَغْفُورٌ لَهُ ».
پنهان کننده کار نیک [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشکارکننده کار بد سرافکنده است، و پنهان کننده کار بد آمرزیده است.

۳- نظافت
« مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِیاءِ التَّنَظُّفُ ».
از اخلاق پیامبران، نظافت و پاکیزگى است.

۴- امین و امیننما
« لَمْ یَخُنْکَ الاَْمینُ وَ لکِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ ».
امین به تو خیانت نکرده [و نمىکند] و لیکن [تو] خائن را امین تصوّر نموده اى.

۵- مقام برادر بزرگتر
« أَلاَْخُ الاَْکْبَرُ بِمَنْزِلَهِ الاَْبِ ».
برادر بزرگتر به منزله پدر است.

۶- دوست و دشمن هر کس
« صَدیقُ کُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ ».
دوست هر کس عقل او، و دشمنش جهل اوست.

۷- نام بردن با احترام
« إِذا ذَکَرْتَ الرَّجُلَ وَهُوَ حاضِرٌ فَکَنِّهِ، وَ إِذا کَانَ غائِباً فَسَمِّه ».
چون شخص حاضرى را نام برى [براى احترام] کنیه او را بگو و اگر غائب باشد نامش را بگو.

۸- بدى قیل و قال
« إِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْقیلَ وَ الْقالَ وَ إضاعَهَ الْمالِ وَ کَثْرَهَ السُّؤالِ ».
به درستى که خداوند، داد و فریاد و تلف کردن مال و پُرخواهشى را دشمن مىدارد.

۹- ویژگیهاى دهگانه عاقل
« لا یَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَکُونَ فیهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَیْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. یَسْتَکْثِرُ قَلیلَ الْخَیْرِ مِنْ غَیْرِهِ، وَ یَسْتَقِلُّ کَثیرَ الْخَیْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا یَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَیْهِ، وَ لا یَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَیْهِ مِنَ الشُّهْرَهِ. ثُمَّ قالَ(علیه السلام): أَلْعاشِرَهُ وَ مَا الْعاشِرَهُ؟ قیلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(علیه السلام): لا یَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَیْرٌ مِنّى وَ أَتْقى ».

عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این که ده خصلت را دارا باشد:۱ـ از او امید خیر باشد. ۲ـ از بدى او در امان باشند. ۳ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد. ۴ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد. ۵ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. ۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. ۷ـ فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد. ۸ـ خوارى در راه خدایش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. ۹ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. ۱۰ـ سپس فرمود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهیزکارتر است.

۱۰- نشانه سِفله
« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام) عَنِ السِّفْلَهِ فَقالَ(علیه السلام):مَنْ کانَ لَهُ شَىْءٌ یُلْهیهِ عَنِ اللّهِ ».
از امام رضا(علیه السلام) سؤال شد: سفله کیست؟فرمود: آن که چیزى دارد که از [یاد] خدا بازش دارد.

۱۱- ایمان، تقوا و یقین
« إِنَّ الاِْیمانَ أَفْضَلُ مِنَ الاٌِسْلامِ بِدَرَجَه، وَ التَّقْوى أَفْضَلُ مِنَ الاِْیمانِ بِدَرَجَه وَ لَمْ یُعطَ بَنُو آدَمَ أَفْضَلَ مِنَ الْیَقینِ ».
ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فرزند آدم چیزى بالاتر از یقین داده نشده است.

۱۲- میهمانى ازدواج
« مِنَ السُّنَّهِ إِطْعامُ الطَّعامِ عِنْدَ التَّزْویجِ ».
اطعام و میهمانى کردن براى ازدواج از سنّت است.

۱۳- صله رحم با کمترین چیز
« صِلْ رَحِمَکَ وَ لَوْ بِشَرْبَه مِنْ ماء، وَ أَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ کَفُّ الأَذى عَنْه ».
پیوند خویشاوندى را برقرار کنید گرچه با جرعه آبى باشد، و بهترین پیوند خویشاوندى، خوددارى از آزار خویشاوندان است.

۱۴- سلاح پیامبران
« عَنِ الرِّضا(علیه السلام) أَنَّهُ کانَ یَقُولُ لاَِصْحابِهِ: عَلَیْکُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبِیاءِ، فَقیلَ: وَ ما سِلاحُ الاَْنْبِیاءِ؟ قالَ: أَلدُّعاءُ ».
حضرت رضا(علیه السلام) همیشه به اصحاب خود مىفرمود: بر شما باد به اسلحه پیامبران، گفته شد: اسلحه پیامبران چیست؟ فرمود: دعا.

۱۵- نشانه هاى فهم
« إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِکْمَهِ إِنَّ الصَّمْتَ یَکْسِبُ الَْمحَبَّهَ، إِنَّهُ دَلیلٌ عَلى کُلِّ خَیْر ».
از نشانه هاى دین فهمى، حلم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حکمت است. خاموشى و سکوت، دوستىآور و راهنماى هر کار خیرى است.

۱۶- گوشه گیرى و سکوت
« یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَکُونُ الْعافِیَهُ فیهِ عَشَرَهَ أَجْزاء: تِسْعَهٌ مِنْها فى إِعْتِزالِ النّاسِ وَ واحِدٌ فِى الصَّمْتِ ».
زمانى بر مردم خواهد آمد که در آن عافیت ده جزء است که نُه جزء آن در کناره گیرى از مردم و یک جزء آن در خاموشى است.

۱۷- حقیقت توکّل
« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ حَدِّ التَّوَکُّلِّ؟ فَقالَ(علیه السلام): أَنْ لا تَخافَ أحَدًا إِلاَّاللّهَ ».
از امام رضا(علیه السلام) از حقیقت توکّل سؤال شد.
فرمود: این که جز خدا از کسى نترسى.

۱۸- بدترین مردم
« إِنَّ شَرَّ النّاسِ مَنْ مَنَعَ رِفْدَهُ وَ أَکَلَ وَحْدَهُ وَ جَلَدَ عَبْدَهُ ».
به راستى که بدترین مردم کسى است که یارىش را [از مردم] باز دارد و تنها بخورد و زیردستش را بزند.

۱۹- زمامداران را وفایى نیست
« لَیْسَ لِبَخیل راحَهٌ، وَ لا لِحَسُود لَذَّهٌ، وَ لا لِمُـلـُوک وَفاءٌ وَ لا لِکَذُوب مُرُوَّهٌ ».
بخیل را آسایشى نیست و حسود را خوشى و لذّتى نیست و زمامدار را وفایى نیست و دروغگو را مروّت و مردانگى نیست.

۲۰- دست بوسى نه!
« لا یُقَبِّلُ الرَّجُلُ یَدَ الرَّجُلِ، فَإِنَّ قُبْلَهَ یَدِهِ کَالصَّلاهِ لَهُ ».
کسى دست کسى را نمىبوسد، زیرا بوسیدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست.

۲۱- حُسن ظنّ به خدا
« أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ کانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِىَ بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْیَسیرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِىَ بِالْیَسیرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْیا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلى دارِالسَّلامِ ».
به خداوند خوشبین باش، زیرا هر که به خدا خوشبین باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر که به رزق و روزى اندک خشنودباشد، خداوند به کردار اندک او خشنود باشد، و هر که به اندک از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبک و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.

۲۲- ارکان ایمان
« أَلاْیمانُ أَرْبَعَهُ أَرْکان: أَلتَّوَکُّلُ عَلَى اللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ وَ التَّسْلیمُ لاَِمْرِاللّهِ، وَ التَّفْویضُ إِلَى اللّهِ ».
ایمان چهار رکن دارد: ۱ـ توکّل بر خدا ۲ـ رضا به قضاى خدا ۳ـ تسلیم به امر خدا۴ـ واگذاشتن کار به خدا.

۲۳- بهترین بندگان خدا
« سُئِلَ عَلَیْهِ السَّلامُ عَنْ خِیارِ الْعبادِ؟ فَقالَ(علیه السلام):أَلَّذینَ إِذا أَحْسَنُوا إِسْتَبْشَرُوا، وَ إِذا أَساؤُوا إِسْتَغْفَرُوا وَ إِذا أُعْطُوا شَکَرُوا، وَ إِذا أُبْتِلُوا صَبَرُوا، وَ إِذا غَضِبُوا عَفَوْ ».
از امام رضا(علیه السلام) درباره بهترین بندگان سؤال شد.
فرمود: آنان که هر گاه نیکى کنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى کنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شکر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر کنند، و هر گاه خشم کنند درگذرند.

۲۴- تحقیر فقیر
« مَنْ لَقِىَ فَقیرًا مُسْلِمًا فَسَلَّمَ عَلَیْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلَى الاَْغْنِیاءِ لَقَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیمَهِ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبانُ ».
کسى که فقیر مسلمانى را ملاقات نماید و بر خلاف سلام کردنش بر اغنیا بر او سلام کند، در روز قیامت در حالى خدا را ملاقات نماید که بر او خشمگین باشد.

۲۵- عیش دنیا
« سُئِلَ الاِْمامُ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ عَیْشِ الدُّنْیا؟ فَقالَ: سِعَهُ الْمَنْزِلِ وَ کَثْرَهُ الُْمحِبّینَ ».
از حضرت امام رضا(علیه السلام) درباره خوشى دنیا سؤال شد. فرمود: وسعت منزل و زیادى دوستان.

۲۶- آثار زیانبار حاکمان ظالم
« إِذا کَذَبَ الْوُلاهُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إِذا جارَ السُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَهُ، وَ إِذا حُبِسَتِ الزَّکوهُ ماتَتِ الْمَواشى ».
زمانى که حاکمان دروغ بگویند باران نبارد، و چون زمامدار ستم ورزد، دولت، خوار گردد. و اگر زکات اموال داده نشود چهارپایان از بین روند.

۲۷- رفع اندوه از مؤمن
« مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللّهُ عَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ القِیمَهِ ».
هر کس اندوه و مشکلى را از مؤمنى برطرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.

۲۸- بهترین اعمال بعد از واجبات
« لَیْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».
بعد از انجام واجبات، کارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست.

۲۹- سه چیز وابسته به سه چیز
« ثَلاثَهٌ مُوَکِّلٌ بِها ثَلاثَهٌ: تَحامُلُ الاَْیّامِ عَلى ذَوِى الاَْدَواتِ الْکامِلَهِ وَإِسْتیلاءُ الْحِرْمانِ عَلَى الْمُتَقَدَّمِ فى صَنْعَتِهِ، وَ مُعاداهُ الْعَوامِ عَلى أَهْلِ الْمَعْرِفَهِ ».
سه چیز وابسته به سه چیز است: ۱ـ سختى روزگار بر کسى که ابزار کافى دارد، ۲ـ محرومیت زیاد براى کسى که در صنعت عقب مانده باشد، ۳ـ و دشمنىِ مردم عوام با اهل معرفت.

۳۰- میانه روى و احسان
« عَلَیْکُمْ بِالْقَصْدِ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ الْبِرِّ مِنَ الْقَلیلِ وَ الْکَثیرِ فَإِنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى یَعْظُمُ شِقَّهَ الـتَّمْرَهِ حَتّى یَأْتِىَ یَوْمَ الْقِیمَهِ کَجَبَلِ أُحُد ».
بر شما باد به میانه روى در فقر و ثروت، و نیکى کردن چه کم و چه زیاد، زیرا خداوند متعال در روز قیامت یک نصفه خرما را چنان بزرگ نماید که مانند کوه اُحد باشد.

۳۱- دیدار و اظهار دوستى با هم
« تَزاوَرُوا تَحابُّوا وَ تَصافَحُوا وَ لا تَحاشَمُو ».
به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

۳۲- راز پوشى در کارها
« عَلَیْکُمْ فى أُمُورِکُمْ بِالْکِتْمانِ فى أُمُورِ الدّینِ وَ الدُّنیا فَإِنَّهُ رُوِىَ « أَنَّ الاِْذاعَهَ کُفْرٌ» وَ رُوِىَ « الْمُذیعُ وَ الْقاتِلُ شَریکانِ» وَ رُوِىَ « ما تَکْتُمُهُ مِنْ عَدُوِّکَ فَلا یَقِفُ عَلَیْهِ وَلیُّکَ».:

بر شما باد به راز پوشى در کارهاتان در امور دین و دنیا. روایت شده که « افشاگرى کفر است» و روایت شده « کسى که افشاى اَسرار مىکند با قاتل شریک است» و روایت شده که « هر چه از دشمن پنهان مىدارى، دوست توهم بر آن آگاهى نیابد».

۳۳- پیمان شکنى و حیلهگرى
« لا یَعْدُمُ المَرْءُ دائِرَهَ السَّوْءِ مَعَ نَکْثِ الصَّفَقَهِ، وَ لا یَعْدُمُ تَعْجیلُ الْعُقُوبَهِ مَعَ إِدِّراءِ الْبَغْىِ ».
آدمى نمىتواند از گردابهاى گرفتارى با پیمان شکنى رهایى یابد، و از چنگال عقوبت رهایى ندارد کسى که با حیله به ستمگرى مىپردازد.

۳۴- برخورد مناسب با چهار گروه
« إِصْحَبِ السُّلْطانَ بِالْحَذَرِ، وَ الصَّدیقَ بِالتَّواضُعِ، وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعامَّهَ بِالْبُشْرِ ».
با سلطان و زمامدار با ترس و احتیاط همراهى کن، و با دوست با تواضع و با دشمن با احتیاط، و با مردم با روى خوش.

۳۵- رضایت به رزق اندک
« مَنْ رَضِىَ عَنِ اللّهِ تَعالى بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ رَضِىَ اللّهُ مِنْهُ بِالْقَلیلِ مِنَ الْعَمَلِ ».
هر کس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى باشد.

۳۶- عقل و ادب
« أَلْعَقْلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ، وَ الاَْدَبُ کُلْفَهٌ فَمَنْ تَکَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَیْهِ، وَ مَنْ تَکَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ یَزْدِدْ بِذلِکَ إِلاّ جَهْل ».
عقل، عطیّه و بخششى است از جانب خدا، و ادب داشتن، تحمّل یک مشقّت است، و هر کس با زحمت ادب را نگه دارد، قادر بر آن مىشود، امّا هر که به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمىشود.

۳۷- پاداشِ تلاشگر
« إِنَّ الَّذى یَطْلُبُ مِنْ فَضْل یَکُفُّ بِهِ عِیالَهُ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنَ الُْمجاهِدِ فى سَبیلِ اللّهِ ».
به راستى کسى که در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره کند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است.

۳۸- به پنج کس امید نداشته باش
« خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَکُنْ فیهِ فَلا تَرْجُوهُ لِشَىْء مِنَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ:مَنْ لَمْ تَعْرِفَ الْوَثاقَهَ فى أُرُومَتِهِ، وَ الکَرَمَ فى طِباعِهِ، وَ الرَّصانَهَ فى خَلْقِهِ، وَ النُّبْلَ فى نَفْسِهِ، وَ الَْمخافَهَ لِرَبِّهِ ».
پنج چیز است که در هر کس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باش:۱ـ کسى که در نهادش اعتماد نبینى،۲ـ و کسى که در سرشتش کَرم نیابى،۳ـ و کسى که در آفرینشش استوارى نبینى،۴ـ و کسى که در نفسش نجابت نیابى،۵ـ و کسى که از خدایش ترسناک نباشد.

۳۹- پیروزىِ عفو و گذشت
« مَا التَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ إِلاّ نُصِرَ أَعْظَمُهُما عَفْوً ».
هرگز دو گروه با هم روبه رو نمىشوند، مگر این که نصرت و پیروزى با گروهى است که عفو و بخشش بیشترى داشته باشد.

۴۰- عمل صالح و دوستى آل محمد
« لا تَدْعُوا الْعَمَلَ الصّالِحَ وَ الاِْجْتِهادَ فِى الْعِبادَهِ إِتِّکالاً عَلى حُبِّ آلِ محمد(علیهم السلام) وَ لا تَدْعُوا حُبَّ آلِ محمد(علیهم السلام)لاَِمْرِهِمْ إِتِّکالاً عَلَى الْعِبادَهِ فَإِنَّهُ لا یُقْبَلُ أَحَدُهُما دُونَ الاْخَرِ ».
مبادا اعمال نیک را به اتّکاى دوستى آل محمد(علیهم السلام) رها کنید، و مبادا دوستى آل محمد(علیهم السلام) را به اتّکاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ کدام از این دو، به تنهایى پذیرفته نمىشود.

احادیث در مورد اهمیت زیارت امام رضا علیه السلام

حدیث ۱
فی حدیث دعبل ان الرضا علیه السلام قال له: «لا تنقضی الأیام و اللیالی حتی تصیر طوس مختلف شیعتی و زواری ألا فمن زارنی فی غربتی بطوس کان معی فی درجتی یوم القیامه مغفورا له.»
دعبل از امام رضا علیه السلام نقل می کند که ضمن حدیثی فرمود: «روزها و شبها نمی گذرد تا این که طوس جایگاه آمد و رفت شیعیان و زائرانم می شود؛ آگاه باشید کسی که مرا در غربتم در طوس زیارت کند، روز قیامت با گناهان آمرزیده هم درجه ی من خواهد بود.»
وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۳۸

حدیث ۲
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «ستدفن بضعه منی بأرض خراسان ما زارها مکروب الا نفس الله کربته و لا مذنب الا غفر الله ذنوبه.»
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «پاره ای از تن من در سرزمین خراسان دفن می شود که هیچ گرفتاری او را زیارت نمی کند، جز این که خداوند پریشانی را از او می زداید و هیچ گنهکاری به زیارت او نائل نمی شود، مگر آن که خداوند گناهانش را می آمرزد.»
وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۳۷
حدیث ۰۳
قال الرضا علیه السلام: «من زارنی علی بعد داری و مزاری أتیته یوم القیامه فی ثلاثه مواطن حتی أخلصه من أهوالها: اذا تطایرت الکتب یمینا و شمالا، و عند الصراط، و عند المیزان.» .
امام رضا علیه السلام فرمود: «کسی که با دوری راه سرا و مزار من به زیارت من بیاید، روز قیامت در سه جا (برای دستگیری) نزد او خواهم آمد و او را از بیم و گرفتاری آن موقفها رهایی خواهم بخشید: هنگامی که نامه ها (ی اعمال) در راست و چپ به پرواز درآیند، نزد (پل) صراط و نزد میزان (محل سنجش اعمال).»
وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۳۳
حدیث ۰۴
قال الرضا علیه السلام: «و الله ما منا الا مقتول أو شهید» فقیل له: فمن یقتلک یا ابن رسول الله؟ قال: «شر خلق الله فی زمانی یقتلنی بالسم ثم یدفننی فی دار مضیعه و بلاد غربه، ألا فمن زارنی فی غربتی کتب الله عزوجل له أجر مائه ألف شهید، و مائه ألف صدیق و مائه ألف حاج و معتمر و مائه ألف مجاهد و حشر فی زمرتنا، و جعل فی الدرجات العلی من الجنه رفیقنا.» .
امام رضا علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند کسی از ما (ائمه اطهار علیه السلام) نیست جز آن که کشته یا شهید می شود.» گفته شد: چه کسی شما را ای فرزند رسول خدا می کشد؟ فرمود: «بدترین آفریدگان خدا در زمانم مرا با زهر می کشد، سپس مرا در دیار غربت و سرایی دور افتاده دفن می کند؛ آگاه باشید کسی که مرا در غربتم زیارت کند، خدای عزوجل ثواب یکصد هزار شهید، یکصد هزار صدیق، یکصد هزار حج گزار و عمره گزار و یکصد هزار مجاهد را برای او می نویسد و در زمره ی ما محشور می شود و در درجات والای بهشت رفیق و همراه ما خواهد بود.» بحار الانوار ج ۴۹ص ۲۸۳-۲۸۴
حدیث ۰۵
قال علی بن محمد بن علی الرضا علیه السلام: «من کانت له الی الله حاجه فلیزر قبر جدی الرضا علیه السلام بطوس و هو علی غسل و لیصل عند رأسه رکعتین، و لیسأل الله تعالی حاجته فی قنوته، فانه یستجیب له ما لم یسأل مأثما أو قطیعه رحم، ان موضع قبر لبقعه من الجنه لا یزورها مؤمن الا أعتقه الله تعالی من النار، و أدخله دار القرار.».
امام علی النقی علیه السلام فرمود: «کسی که از خدا حاجتی می خواهد، قبر جدم (حضرت) رضا علیه السلام را در طوس زیارت کند، در حالی که غسل نموده باشد و سپس بالای سر آن حضرت دو رکعت نماز گزارد و در قنوت آن از خدای تعالی حاجت خود را بخواهد. در این صورت است که دعایش مستجاب می شود، مادام که گناه یا بریدن از خویشاوندی را درخواست نکرده باشد. همانا جایگاه قبر او قطعه ای از بهشت است که هیچ مؤمنی آن را زیارت نمی کند، مگر این که خدای تعالی او را از آتش (دوزخ) رهایی می بخشد و به سرای آرامش (بهشت) وارد می سازد.» وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۴۷
حدیث ۰۶
قال الرضا علیه السلام «انی سأقتل بالسم مظلوما و أقبر الی جنب هارون الرشید و یجعل الله عزوجل تربتی مختلف شیعتی و أهل محبتی، فمن زارنی فی غربتی و جبت له زیارتی یوم القیامه، و الذی أکرم محمدا صلی الله علیه و آله بالنبوه و اصطفاه علی جمیع الخلیقه لا یصلی أحد منکم عند قبری الا استحق – امیرالمؤمنین المغفره من الله عزوجل یوم یلقاه، و الذی أکرمنا بعد محمد صلی الله علیه و سلم بالامامه و خصنا بالوصیه ان زوار قبری أکرم الوفود علی الله عزوجل یوم القیامه، و ما من مؤمن یزورنی فتصیب وجهه قطره من الماء الا حرم الله جسده علی النار.».
امام رضا علیه السلام فرمود: «من بزودی مظلومانه با زهر کشته می شوم و کنار قبر هارون دفن می گردم، و خداوند خاک (قبر) مرا جایگاه رفت و آمد (و زیارتگاه) شیعیان و دوستارانم می گرداند. پس کسی که در غربتم مرا زیارت کند، روز قیامت زیارت او بر من واجب می شود؛ قسم به آن که محمد صلی الله علیه و سلم را به پیامبر گرامی داشت و او را بر تمامی مردم برگزید، کسی که از شما نزد قبرم نماز نمی گذارد، جز آن که روزی که خدای صاحب عزت و جلال را ملاقات می کند، شایسته ی آمرزش می شود، و قسم به آن که بعد از محمد صلی الله علیه و سلم ما را به امامت گرامی داشت و به وصایت (و جانشینی آن حضرت) اختصاص گرامی ترین گروهها خواهند بود که روز قیامت بر خدای صاحب عزت و جلال وارد می شوند؛ و هیچ مؤمنی نیست که مرا زیارت نماید و قطره ای آب (باران) به صورت او بخورد، جز آن که خداوند پیکرش را بر آتش (دوزخ) حرام می کند.» وسائل الشیعه ۲ ص۴۳۹
حدیث ۰۷
قال الرضا علیه السلام «لا تشد الرحال الی شی ء من القبور الا الی قبورنا، ألا و انی مقتول بالسم ظلما، و مدفون فی موضع غربه فمن شد رحله الی زیارتی أستجیب دعاؤه و غفر له ذنبه.» .
امام رضا علیه السلام فرمود: «بار به سوی هیچ قبر (و زیارتگاهی) بر نبیندید مگر این که به زیارت قبور ما بیایید. آگاه باشید که مرا مظلومانه مسموم ساخته و می کشند و در جایی غریبانه به خاک می سپارند پس هر کس که بار سفر برای زیارت من بربندد، دعایش مستجاب می شود و گناهش مورد آمرزش واقع می گردد.»
بحار الانوار ج ۱۰۲ ص۳۶
حدیث ۰۸
فی خبر: ان موسی بن جعفر علیه السلام کان یقول لبنیه: «هذا أخوکم علی بن موسی الرضا عالم آل محمد علیه السلام فاسألوه عن أدیانکم و احفظوا ما یقول لکم فانی سمعت أبی جعفر بن محمد علیه السلام غیر مره یقول: «ان عالم آل محمد لفی صلبک و لیتنی أدرکته فانه سمی أمیرالمؤمنین علی علیه السلام.» .
جعفر بن محمد علیه السلام شنیدم که بارها می فرمود: همانا عالم آل محمد علیهم السلام در صلب توست، ای کاش او را درک می کردم! که همانا او همنام امیرالمؤمنین علی علیه السلام است.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۰۰
حدیث ۰۹
قال علی بن مهزیار: قلت لأبی جعفر علیه السلام: جعلت فداک زیاره الرضا علیه السلام أفضل أم زیاره أبی عبدالله الحسین علیه السلام؟ فقال: «زیاره أبی أفضل و ذکل أن أبا عبد الله علیه السلام یزروه کل الناس و أبی لا یزروه الا الخواص من الشیعه.».
علی بن مهزیار گوید: به امام جواد علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم، زیارت حضرت رضا علیه السلام فضیلت بیشتری دارد یا زیارت ابا عبد الله الحسین علیه السلام؟ فرمود: «زیارت پدرم فضیلت بیشتری دارد، زیرا ابا عبد الله علیه السلام را همه ی مردم زیارت می کنند، ولی پدرم را جز شیعیان برگزیده زیارت نمی کنند.»
الکافی ج۴ ص ۵۸۴
حدیث ۱۰
قال أبو الصلت الهروی: کان الرضا علیه السلام یکلم الناس بلغاتهم، و کان و الله أفصح الناس و أعلمهم بکل لسان و لغه، فقلت له یوما: یا بن رسول الله انی لأعجب من معرفتک بهذه اللغات علی اختلافها؟! فقال: «یا أبا الصلت أنا حجه الله علی خلقه، و ما کان الله لیتخذ حجه علی قوم و هو لا یعرف لغاتهم، أو ما بلغک قول أمیرالمؤمنین علیه السلام: «أوتینا فصل الخطاب.»، فهل فصل الخطاب الا معرفه اللغات.» .
اباصلت هروی گوید: امام رضا علیه السلام با مردم به زبان خودشان سخن می گفت و به خدا سوگند او سخنورترین و آگاه ترین مردم به هر زبان و لغت بود. روزی به ایشان گفتم: ای فرزند رسول خدا، من از آگاهی شما به این زبانها – با وجود تفاوتی که با هم دارند – در شگفتم. فرمود: «ای، اباصلت، من حجت خدا بر آفریدگانش می باشم، و خداوند کسی را حجت بر گروهی نمی گرداند که به زبان آنها آشنا نباشد، آیا این سخن امیرالمؤمنین علیه السلام را شنیده ای که فرمود: «به ما فصل الخطاب داده شده است» و مگر فصل الخطاب چیزی غیر از شناخت زبانها می باشد.»
اثبات الهداه ج۲ ص ۲۷۸
حدیث ۱۱
عن أبی الحسن موسی علیه السلام فی حدیث: أنه قال: «- و علی ابنه جالس بین یدیه -: «من ظلم ابنی حقه و جحده امامته من بعدی کان کمن ظلم علی بن أبی طالب حقه و حجده امامته بعد رسول الله صلی الله علیه و سلم.» .
امام موسی کاظم علیه السلام در ضمن حدیثی، در حالی که فرزندشان امام رضا علیه السلام در برابر شان نشسته بود، فرمود: «کسی که در حق این پسرم ستم ورزد و امامتش را بعد از من انکار نماید، مانند کسی است که در حق علی بن ابی طالب علیه السلام ستم ورزیده و امامتش را بعد از رسول خدا صلی الله علیه و سلم انکار نموده باشد.»
اثبات الهداه ج۳ ص ۲۳۲
حدیث ۱۲
قال أبو عبد الله علیه السلام: «یقتل حفدتی بأرض خراسان فی مدینه یقال لها طوس، من زاره الیها عارفا بحقه أخذته بیدی یوم القیمه و أدخلته الجنه و ان کان من أهل الکبائر.» قیل له: جعلت فنداک و ما عرفان حقه قال: «تعلم أنه مفترض الطاعه، غریب شهید، من زاره عارفا بحقه أعطاه الله عزوجل أجر سبعین شهیدا ممن استشهد بین یدی رسول الله صلی الله علیه و سلم علی حقیقه.» .
امام صادق علیه السلام فرمود: «نوه ی مرا در سرزمین خراسان در شهری به نام طوس می کشند؛ کسی که او را با شناخت حق وی زیارت کند، من روز قیامت از او دستگیری می کنم و وارد بهشتش می سازم، هر چند که مرتکب گناهان کبیره شده باشد.» راوی گفت: فدایت شوم، شناخت حق او را به چیست؟ فرمود: «این که بدانی او (امامی است که) پیرویش واجب است. او غریب است و شهید؛ کسی که با شناخت حقش، او را زیارت کند، خدای صاحب عزت و جلال پاداش هفتاد شهید از شهدای راستین در رکاب رسول خدا صلی الله علیه و سلم را به او عطا می فرماید.» اثبات الهداه ج۳ ص ۲۳۳
حدیث ۱۳
عن علی بن یقطین قال: کنت عند العبد الصالح موسی بن جعفر علیه السلام جالسا فدخل علیه الرضا علیه السلام فقال «یا علی، هذا سید ولدی و قد نحلته کنیتی.» فقال هشام بن صالح: أخبرک و الله: ان الأمر فیه من بعده.» .
علی بن یقطین گوید: نزد بنده ی شایسته حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نشسته بودم که حضرت رضا علیه السلام وارد شد، پس فرمود: «ای علی، این آقای فرزندان من است که کنیه ی خود (ابوالحسن) را به او بخشیدم.» هشام بن صالح گفت: به خدا سوگند تو را آگاه ساخت که امر (امامت) پس از وی در این امام خواهد بود.
اثبات الهداه ج۳ ص ۲۳۴
حدیث ۱۴
عن البرنطی قال: قلت لأبی جعفر محمد بن علی بن موسی علیه السلام: ان قوما من مخالفیکم یزعمون أن قوما من مخالفیکم یزعمون أن أباک انما سماه المأمون الرضا لما رضیه لولایه عهده؟ فقال علیه السلام: «کذبوا و الله و فجروا بل الله تبارک و تعالی سماه بالرضا علیه السلام لأنه کان رضی لله عزوجل فی سمائه و رضی لله عزوجل فی سمائه و رضی لرسوله و الأئمه بعده صلوات الله علیهم فی أرضه، قال: فقلت له: ألم یکن کل واحد من ابائک الماضین علیه السلام رضی لله عزوجل و لرسوله و الأئمه بعده علیه السلام؟ فقال: بلی. فقلت: فلم سمی أبوک علیه السلام من بینهم الرضا؟ قال: لأنه رضی به المخالفون من أعدائه کما رضی به الموافقون من أولیائه، و لم یکن ذلک لأحد من آبائه علیه السلام فلذلک سمی من بینهم الرضا علیه السلام.»
بزنطی گوید: «به ابوجعفر محمد بن علی بن موسی (امام جواد) علیه السلام گفتم: گروهی از مخالفان شما می پندارند که (علت ملقب شدن پدرتان به رضا علیه السلام) این است که چون پدرتان را برای ولایت عهدی خود پسندید، این لقب (یعنی) رضا را به ایشان داد. فرمود: «به خدا سوگند دروغ گفتند و گمراه گشتند، بلکه خدای تعالی آن حضرت را رضا نامیده است، زیرا که وی از خدای صاحب عزت و جلال در آسمانش و از پیامبرش و امامان بعد از آن حضرت در زمین راضی بود؟ گفتم: مگر پدران پیشین شما از خدای صاحب عزت و جلال و پیامبر و امامان بعد از آن حضرت علیه السلام راضی نبودند؟ فرمود: آری. گفتم: پس چرا پدر شما از میان آنان رضا نامیده شده است؟ فرمود: زیرا که مخالفان از دشمنانش همانند موافقان از دوستانش از او رضایت داشتند، و این موقعیت برای کسی از پدران او پیش نیامد، از این رو از میان ایشان، لقب رضا علیه السلام به آن حضرت اختصاص یافت.»
بحار الانوار ج ۴۹ ص۴
حدیث ۱۵
عن داود الرقی قال: قلت لأبی ابراهمیم علیه السلام: جعلت فداک قد کبرسنی فحدثنی من الامام بعدک؟ قال: فأشار الی أبی الحسن الرضا علیه السلام و قال: «هذا صاحبکم من بعدی.»
داود رقی گوید: به ابو ابراهیم (امام موسی کاظم) علیه السلام گفتم: فدایت شوم، سن من بالا رفته است، بیان نمایید امام بعد از شما کیست؟ پس آن حضرت اشاره به ابوالحسن الرضا علیه السلام کرد و فرمود: «این صاحب شما بعد از من است.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۴-۱۵
حدیث ۱۶
عن سلیمان المرزوی قال: دخلت علی أبی الحسن موسی بن جعفر علیه السلام و أنا أرید أن أسأله عن الحجه علی الناس بعده فابتدأنی و قال: «یا سلیمان ان علیا ابنی و وصیی و الحجه علی الناس بعدی و هو أفضل ولدی فان بقیت بعدی فاشهد له بذلک عند شیعتی و أهل ولایتی و المستخبرین عن خلیفتی من بعدی.»
سلیمان مروزی گوید: من خدمت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام رسیدم و می خواستم از حجت بر مردم، پس از وی سؤال نمایم که ابتدا به ساکن فرمود: «ای سلیمان، علی پسرم، وصی و حجت بر مردم بعد از من است. او. برترین فرزندانم می باشد. اگر بعد از من زنده بودی، این را نزد شیعیان و دوستدارانم و کسانی که خواستار شناخت جانشین بعداز من هستند، گواهی بده.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۵
حدیث ۱۷
قال حسین بن بشیر: «أقام لنا أبوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام ابنه علیا علیه السلام کما أقام رسول الله صلی الله علیه و سلم یوم غدیر خم فقال: یا أهل المدینه أو قال: یا أهل المسجد هذا وصیی من بعدی.»
حسین بن بشیر گوید: «ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام پسرش علی (بن موسی الرضا) علیه السلام را (جهت معرفی به امامت) بلند نمود، همان گونه که رسول خدا صلی الله علیه و سلم، علی علیه السلام را روز غدیر خم بلند نمود و فرمود: ای مردم مدینه – یا فرمود: ای اهل مسجد – این جانشین بعد از من است.»
بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۷
حدیث ۱۸
عن المفضل بن عمر قال: «دخلت علی أبی الحسن موسی بن جعفر علیه السلام و علی ابنه علیه السلام فی حجره و هو یقبله و یمص لسانه. و یضعه علی عاتقه و یضمه الیه و یقول: بأبی أنت ما أطیب ریحک و أطهر خلقک و أبین فضلک»! قلت: جعلت فداک لقد وقع فی قلبی لهذا الغلام من الموده ما لم یقع لأحد الا لک. فقال لی: «یا مفضل هو منی بمنزلتی من أبی علیه السلام ذریه بعضها من بعض و ا لله سمیع علیم. قال: قلت: هو صاحب هذا الأمر من بعدک؟ قال: نعم، من أطاعه رشد و من عصاه کفر.» .
مفضل بن عمر گوید: «خدمت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام رسیدم، (مشاهده نمودم که) پسرش علی (بن موسی الرضا) علیه السلام در آغوشش می باشد و او را می بوسد و زبانش را می مکد و بر شانه اش می گذارد و او را در آغوش می فشرد و می فرماید: پدرم فدایت! چه رایحه ی دل انگیز و خوی پاک و برتری آشکاری داری! گفتم: فدایت شوم، مهر این کودک آن چنان در دلم جای گرفت که جز مهر شما محبت کسی بدان حد به دلم راه نیافته است. فرمود: ای مفضل، منزلت او نسبت به من مانند منزلت من نسبت به پدرماست، خاندانی که برخی از ایشان از برخی دیگرند و البته خدا بسیار شنوای داناست. گفتم: آیا او بعد از شما (امام و) صاحب این امر خواهد بود؟ فرمود: آری، کسی که او را پیروی نماید هدایت یابد و کسی که نافرمانیش کند کافر می شود.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۲۰-۲۱
حدیث ۱۹
فی حدیث – ان علی بن یقطین قال لأبی الحسن موسی علیه السلام: من لنا بعدک یا سیدی؟ فقال: «علی ابنی هذا، هو خیر من أخلف بعدی. هو منی بمنزله أبی، هو لشیعتی، عنده علم ما یحتاجون الیه. سید فی الدنیا و سید فی الآخره، و انه لمن المقربین.»
در حدیثی علی بن یقطین به ابوالحسن امام موسی کاظم علیه السلام گفت: آقای من، بعد از شما چه کسی (امام) خواهد بود؟ فرمود: این پسرم علی، که بهترین بازمانده و جانشین من است. او نسبت به من مانند منزلت من نسبت به پدرم است (که امامت را بعد از من به عهده خواهد داشت). بهره وری شیعیانم از او بدین گونه است که آنچه بدان نیازمندند نزد اوست. او سرور دنیا و آخرت و از مقربان (درگاه الهی) است.» عوالم العلوم ج ۲۲ ص ۵۸

حدیث ۲۰
قال ابراهمی بن العباس: ما رأیت الرضا علیه السلام سئل عن شی ء قط الا علمه، و لا رأیت أعلم منه بما کان فی الزمان الأول الی وقته و عصره. و کان المأمون یمتحنه بالسؤال عن کل شی ء فیجیب فیه، و کان کلامه کله و جوابه و تمثله انتزاعات من القرآَّ، و کان یختمه فی کل ثلاثه، و یقول: «لو أرندت أن أختمه فی أقل من ثلاثه لختمته، و لکنی ما مررت بآیه قط الا فکرت فیها، و فی أی شی ء أنزلت و فی أی وقت، فلذلک صرت أختم فی کل ثلاثه أیام.».
ابراهیم بن عباس گوید: «هیچ گاه ندیدم که از (امام) رضا علیه السلام چیزی پرسیده شود، جز این که آن سؤال را پاسخ می داد. در میان عالمان پیشین و دانشمندان معاصر او کسی را آگاهتر از وی نیافتم. مأمون با پرسشهای گوناگون او را می آموزد و او از عهده ی پاسخ تمامی آنها بر می آمد. تمامی سخن و جواب و شواهد مثال او از قرآن بود. در هر سه روز یک مرتبه قراء قرآن را به پایان می برد و می فرمود: «اگر بخواهم می توانم آن را در کمتر از سه روز هم ختم نمایم، اما هزگز از آیه ای نمی گذرم جز این که در آن می اندیشم که درباره ی چه و چه هنگام نازل گشته است، و از این لحاظ است که هر سه روز یک مرتبه قرآن را ختم می نمایم.» عوالم العلوم ج ۲۲ ص۱۷۹-۱۸۰
حدیث ۲۱
قال الکاظم علیه السلام لأصحابه «اشهدوا أن ابنی هذا، وصیی و القیم بأمری و خلیفتی من بعدی، من کان له عندی دین فلیأخذه من ابنی هذا، و من کانت له عندی عده فلینجزها منه؛ و من لم یکن له بد من لقائی فلا یلقین الا بکتابه.»
امام کاظم علیه السلام به اصحاب خود فرمود: «گواه باشید که این پسرم (امام رضا علیه السلام) وصی و سرپرست و جانشین بعد از من می باشد، کسی که من دینی از او بر گردن دارم، آن را از این پسرم بگیرد، کسی که من به او وعده ای داده ام، انجام آن را از او بخواهد و کسی که ناگزیر از ملاقات با من است، از راه نامه نگاری با او با من پیوند برقرار سازد.» اثبات الهداه ج۳ ص ۲۲۹
حدیث ۲۲
قال أبو الحسن علیه السلام: «ان ابنی علیا أکبر ولدی و أبرهم عندی و أحبهم الی و هو ینظر معی فی الجفر؛ و لم ینظر فیه الا نبی أو وصی نبی.»
امام موسی کاظم علیه السلام فرمود: «همانا علی پسر بزرگم نزد من از همه فرزندانم نیکوکارتر و محبوبتر است. او با من در جفر می نگرد و حال آنکه در جفر جز پیامبر یا وصی پیامبر نمی تواند بدان بنگرد.»
الکافی ج۱ ص ۳۱۱-۳۱۲
حدیث ۲۳
قال جعفر بن محمد الصادق علیه السلام: «یخرج ولد من ابنی موسی اسمه اسم أمیرالمؤمنین علیه الصلاه و السلام الی أرض طوس، و هم بخراسان، یقتل فیها بالسم، فیدفن فیها غریبا، من زاره عارفا بحقه أعطاه الله تعالی أجر من أنفق من قبل الفتح و قاتل.»
امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:»فرزندی از پسرم موسی که همنام امیرالمؤمنین علیه الصلاه و السلام است، به جانب سرزمین طوس در خراسان می رود و در آن جا با زهر کشته شده و غریبانه دفن می شود، کسی که او را با شناخت حق وی (به اینکه آن حضرت اما واجب الاطاعه است) زیارت کند، خدای تعالی پاداش کسی را که قبل از پیروزی، انفاق نموده و جنگیده است به وی عطا می نماید.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۲۸۶
حدیث ۲۴
قال زیاد القندی: دخلت علی أبی ابراهیم علیه السلام و عنده ابنه أبوالحسن علیه السلام فقال: «یا زیاد هذا ابنی کتابه کتابی و کلامه کلامی و رسوله رسولی، و ما قال فالقول قوله.» .
زاید قندی گوید: خدمت امام کاظم علیه السلام رسیدم، در حالی که پسرش ابوالحسن (امام رضا) علیه السلام نزد ایشان بود. سپس فرمود: «ای زیاد، این پسرم نوشته اش نوشته ی من، سخنش سخن من، فرستاده اش فرستاده ی من است و هر چه گوید، سخن، سخن اوست.» اعلام الوری ص ۳۱۶
حدیث ۲۵
عن الرضا علیه السلام أنه قال له رجل من أهل خراسان: یا ابن رسول الله رأیت رسول الله صلی الله علیه و آله فی المنام کأنه یقول لی: کیف أنتم اذا دفن فی أرضکم بعضی فاستحفظتم و دیعتی و غیب فی ثراکم نجمی؟ فقال له الرضا علیه السلام: «أنا المدفون فی أرضکم،و أنا بضعه من نبیکم، و أنا الودیعه و النجم، ألا فمن زارنی و هو یعرف ما أوجب الله تبارک و تعالی من حقی و طاعتی، فأنا و آبائی شفعاؤه یوم القیامه، و من کنا شفعاءه یوم القیامه نجا و لو کان علیه مثل وزر الثقلین الجن و الأنس.» .
مردی خراسانی به امام رضا علیه السلام عرض نمود: ای فرزند رسول خدا، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم که به من فرمود: «چگونه است حال شما آن هنگام که فردی از (خاندان) من در سرزمین شما دفن گردد و شما به حفظ این امانت من اهتمام نمایید و ستاره ی من در خاک شما پنهان گردد؟» امام رضا علیه السلام فرمود: «من هستم که در سرزمین شما دفن می گردم؛ من پاره ی تن پیامبر شما هستم؛ و منم آن امانت و ستاره، آگاه باشید کسی که مرا زیارت کند، در حالی که بداند که خدای تبارک و تعالی (ادای) حق و پیروی مرا واجب ساخته است، من و پدرانم روز قیامت شفیعان او خواهیم بود، و کسی که ما روز قیامت شفیع او باشیم (از آتش دوزخ) رهایی می یابد، هر چند بار گناهان جن و انس بر او باشد.» بحار الانوار ج ۱۰۲ ص۳۲
حدیث ۲۶
قال أبوالحسن موسی علیه السلام فی حدیث: «من زار قبر ولدی علی و بات عنده لیله کان کمن زار الله فی عرشه. قیل: کمن زار الله فی عرشه؟ فقال: نعم. اذا کان یوم القیامه کان علی عرش الرحمن أربعه من الأولین، و أربعه من الآخرین، فاما الأربعه الذین هم من الأولین: فنوح، و ابراهیم، و موسی، و عیسی علیهم السلام و أما الأربعه من الآخرین: محمد و علی و الحسن و الحسین علیهم السلام، ثم یمد الطعام فیقعد و معنا زوار قبور الأئمه، ألا أن أعلاهم درجه و أقربهم حبوه زوار قبر ولدی علیه السلام» .
امام موسی کاظم علیه السلام در ضمن حدیثی فرمود: «کسی که قبر فرزندم علی علیه السلام را زیارت کند و شبی را نزد او به سر برد، مانند کسی است که خداوند را در عرش زیارت کرده است.» راوی (از روی تعجب) گفت: مانند کسی که خدا را در عرش زیارت کرده است؟ حضرت فرمود: «آری، چون روز قیامت شود، چهار نفر از پیشینیان و چهار نفر از پسینیان بر عرش خدای رحمان قرار می گیرند. چهار نفر پیشینیان نوح و ابراهیم و موسی وعیسی علیهم السلام هستند و چهار نفر پسینیان محمد و علی وحسن و حسین علیهم السلام؛ بعد از آن خوان طعام گسترده می شود و زائران قبور ائمه علیهم السلام به (گرد) آن می نشینند؛ بدانید که (در میان زائران قبور ائمه علیهم السلام) مقام زائران قبر فرزندم از همه بلندتر و پر ارج تر است.» وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۴۳
حدیث ۲۷
عن أبی اصلت الهروی قال: کنت عند الرضا علیه السلام فدخل علیه قوم من أهل قم فسلموا علیه فرد و قربهم، ثم قال لهم: «مرحبا بکم و أهلا، فأنتم شیعتنا حقا، یأتی علیکم زمان تزورون فیه تربتی بطوس، ألا فمن زارنی و هو علی غسل خرج من ذنوبه کیوم ولدته أمه.».
اباصلت هروی گوید: خدمت امام رضا علیه السلام بودم که گروهی از مردم قم وارد شدند و سلام نمودند. حضرت پاسخ آنها را فرمود و ایشان را نزدیک خویش جای داد. سپس فرمود: «آفرین بر شما! شما شیعیان راستین ما هستید، زمانی بر شما فرامی رسد که خاک (قبر) مرا در طوس می کنید، آگاه باشید کسی که مرا در حالی که غسل نموده باشد زیارت کند، از گناهانش پاک می شود، مانند روزی که از مادر زاییده شده است.»
وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۴۶
حدیث ۲۸
عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی قال: «قلت: لأبی جعفر علیه السلام: قد تحیرت بین زیاره قبر أبی عبدالله علیه السلام و بین زیاره قبر أبیک علیه السلام بطوس، فما تری؟ فقال لی: مکانک، ثم دخل و خرج و دموعه تسیل علی خدیه، فقال: زوار أبی عبدالله علیه السلام کثیرون، و زوار قبر أبی علیه السلام بطوس قلیلون.».
عبدالعظیم حسنی گوید: به ابوجعفر (امام جواد علیه السلام) گفتم: من در تردیدم که به زیارت قبر اباعبدالله الحسین علیه السلام مشرف شوم یا به زیارت قبر پدرتان در طوس، نظر شما چیست؟ فرمود: در جای خود باش» سپس (حضرت) وارد (خانه) شد و پس (از اندکی) بیرون آمد در حالی پس (از اندکی) بیرون آمد در حالی که اشک از گونه هایش جاری بود، فرمود: زائران اباعبدالله علیه السلام بسیارند و زائران قبر پدرم در طوس اندک.».
وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۴۲
حدیث ۲۹
عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی قال: سمعت محمد بن علی الرضا علیه السلام یقول: «ما زار أبی علیه السلام احد فأصابه أذی من مطر أو برد أو حر الا حرم الله جسده علی النار.».
(حضرت) عبدالعظیم حسنی از امام محمد تقی علیه السلام نقل می کند که فرمود: «کسی که به زیارت پدرم نائل شود، و (در راه زیارت) به او آزاری مانند باران یا سرمایی یا گرمایی برسد، جز این نیست که خداوند پیکرش را بر آتش (دوزخ) حرام می نماید.» وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۳۹
حدیث ۳۰
عن عبدالعظیم الحسنی قال: سمعت علی بن محمد العسکری علیه السلام یقول: «أهل قم و أهل آبه مغفور لهم لزیارتهم لجدی علی بن موسی الرضا علیهماالسلام بطوس، ألا و من زاره فأصابه فی طریقه قطره من السماء حرم الله جسده علی النار.» .
(حضرت) عبدالعظیم حسنی گوید: از امام علی النقی علیه السلام شنیدم که فرمود: «مردم قم و آبه به جهت زیارت جدم علی بن موسی الرضا علیهماالسلام در طوس گناهانشان آمرزیده شده. آگاه باشید کسی که آن حضرت را زیارت کند و در راه (زیارت) او قطره ای (باران) از آسمان بر او فروبارد، خداوند پیکرش را بر آتش (دوزخ) حرام می کند.» عیون اخبار الرضا ج۲ ص ۲۶۰
حدیث ۳۱
عن عبدالله بن الصلت عن رجل من أهل بلخ قال: «کنت مع الرضا علیه السلام فی سفره الی خراسان فدعا یوما بمائده له فجمع علیها موالیه من السودان و غیرهم فقلت: جعلت فداک لو عزلت لهؤلاء مائده فقال: مه، ان الرب تبارک و تعالی واحد و الأم واحد و الأب واحد و الجزاء بالأعمال.» .
عبدالله بن الصلت از مردی از اهل بلخ نقل می کند که گفت: «در طول مسیر مسافرت امام رضا علیه السلام به خراسان، من در خدمت ایشان بودم، روزی غذا طلبید و (پس از گستراندن سفره) غلامان سیاه خود دیگران را بر سر آن گرد آورد. گفتم: فدایت شود، بهتر بود که (سفره) غذای آنان را جدا می نمودید. فرمود: ساکت باش، پروردگار تبارک و تعالی یکی است، مادر یکی است، پدر یکی است و پاداش به کردار است.»
بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۰۱
حدیث ۳۲
عن علی بن أسباط قال سألت أباجعفر علیه السلام: ما لمن زار أباک بخراسان؟ قال: «الجنه و الله، الجنه و الله.».
علی بن اسباط گوید: از ابوجعفر (امام جواد) علیه السلام پرسیدم: کسی که پدرتان را در خراسان زیارت کند، چه (پاداشی) خواهد داشت؟ فرمود: به خدا قسم بهشت، به خدا قسم بهشت.» وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۳۷
حدیث ۳۳
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «ستدفن بضعه منی بأرض خراسان لا یزورها مؤمن الا أوجب الله له الجنه و حرم جسده علی النار.» .
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «به زودی پاره ی تن من در سرزمین خراسان دفن می شود که هیچ مؤمنی او را زیارت نمی کند، مگر این که خداوند بهشت را بر او واجب ساخته و پیکرش را بر (آتش) دوزخ حرام می سازد.» الوافی ج۱۴ ص۱۵۵۱
حدیث ۳۴
قال الامام الجواد علیه السلام: «ضمنت لمن زار قبر أبی الرضا علیه السلام بطوس عارفا بحقه الجنه علی الله تعالی.» .
امام جواد علیه السلام فرمود: «کسی که قبر پدرم رضا علیه السلام را در طوس با شناخت حق او (به اینکه حضرتش امام واجب الاطاعه است) زیارت کند، من نزد خدای تعالی بهشت را برای او ضمانت می کنم.»
وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۳۷
حدیث ۳۵
قال الرضا علیه السلام: «ما زارنی أحد من أولیائی عارفا بحقی الا شفعت فیه یوم القیامه.» .
امام رضا علیه السلام فرمود: «هیچ یک از دوستانم مرا با آگاهی به حقم (که امام واجب الاطاعه هستم) زیارت نمی کند مگر این که روز قیامت او را شفاعت خواهم کرد.» وسائل الشیعه ج۱۰ ص۴۳۴
حدیث ۳۶
قال الرضا علیه السلام: «من شد رحله الی زیارتی أستجیب دعاؤه و غفرت له ذوبه، فمن زارنی فی تلک البقعه کان کمن زار رسول الله صلی الله علیه و آله، و کتب الله له ثواب ألف حجه مبروره و ألف عمره مقبوله، و کنت أنا و آبائی شفعاءه یوم القیامه، و هذه البقعه روضه من ریاض الجنه، و مختلف الملائکه، لا یزال فوج ینزل من السماء و فوج یصعد، الی أن ینفخ فی الصور.» .
امام رضا علیه السلام فرمود: «کسی که بار سفر به سوی من بربندد دعایش مستجاب و گناهانش آمرزیده می شود، پس کسی که مرا در آن مکان زیارت کند، مانند کسی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله را زیارت کرده باشد، خداوند برای او پاداش هزار حج و عمره ی پذیرفته شده می نویسد و من و پدرانم شفیعان او روز قیامت خواهیم بود؛ این بقعه بوستانی از بوستانهای بهشت و محل رفت و آمد فرشتگان است؛ آن گونه که گروهی از آسمان فرو می آیند و گروهی بالا می روند، تا این که در صور دمیده شود.» بحار الانوار ج ۱۰۲ ص۴۴
حدیث ۳۷
قال الامام موسی بن جعفر علیهماالسلام فی حدیث: «و لقد رأیت رسول الله صلی الله علیه و آله فی المنام و أمیرالمؤمنین علیه السلام معه… ثم وصفه لی رسول الله صلی الله علیه و آله فقال: علی ابنک الذی ینظر بنور الله و یسمع بتفهیمه و ینطق بحکمته، یصیب و لا یخطی ء و یعلم و لا یجهل، قد ملی ء حلما و علما…» .
امام موسی بن جعفر علیهماالسلام ضمن حدیثی فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام را به همراه آن حضرت در خواب دیدم… سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وی (امام رضا علیه السلام) را برای من توصیف نمود و فرمود: «علی پسر توست که نور خدا می بیند و به تفهیم الهی می شنود و بر پایه ی حکمت او سخن می گوید، او راه راست می پوید و به خطا نمی رود، دانشمندی است که (علمش) به جهل نمی گراید و لبریز از بردباری و دانش گردیده است.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۱-۱۲
حدیث ۳۸
قال رسول الله صلی الله علیه و آله فی حدیث فی فضائل الأئمه المعصومین علیهم السلام: «من أحب أن یلقی الله ضاحکا مستبشرا فلیتول علی بن موسی الرضا علیه السلام… فهؤلاء مصابیح الدجی و أئمه الهدی و أعلام التقی، من أحبهم و تولاهم کنت ضامنا له علی الله تعالی بالجنه.» .
رسول خدا صلی الله علیه و آله در ضمن حدیثی در بیان فضائل یکایک ائمه معصومین علیهم السلام فرمود: «کسی که دوست بدارد خندان، خداوند را ملاقات کند، باید محبت و ولایت علی بن موسی الرضا علیهماالسلام را داشته باشد… اینان (ائمه اطهار علیهم السلام) چراغهای تاریکی و امامام هدایتگر و نشانه های تقوا هستند، کسی که ایشان را دوست بدارد و بهره مند از ولایت آنان گردد، من نزد خدای تعالی بهشت را برای او ضمانت می کنم.»
بحار الانوار ج ۳۶ ص۲۹۶
حدیث ۳۹
قال یعقوب بن اسحاق النوبختی: «مر رجل بأبی الحسن الرضا علیه السلام فقال له: أعطنی علی قدر مروتک، قال: لا یسعنی ذلک، فقال: أعطنی علی قدر مروتی. قال: أما اذا فنعم. ثم قال: یا غلام أعطه مائتی دینار.» .
یعقوب بن اسحاق نوبختی گوید: «مردی خدمت امام رضا علیه السلام آمد و عرض کرد: به من به اندازه ی جوانمردیت بخشش نما. فرمود: نمی توانم چنان کنم. گفت: (پس) به اندازه ی جوانمردی من بخشش نما. فرمود: اکنون می توانم. سپس فرمود: ای غلام به او دویست دینار بده.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۸۴
حدیث ۴۰
قال ابراهیم بن العباس: «ما رأیت أباالحسن الرضا علیه السلام جفا أحدا بکلمه قط و لا رأیته قطع علی أحد کلامه حتی یفرغ منه، و ما رد أحدا عن حاجه یقدر علیها، و لا مدرجله بین یدی جلیس له قط و لا رأیته شتم أحدا من موالیه و ممالیکه قط، و لا رأیته تفل، و لا رأیته یقهقه فی ضحکه قط، بل کان ضحکه التبسم، و کان اذا خلا و نصب مائدته أجلس معه علی مائدته ممالیکه و موالیه حتی البواب السائس، و کان علیه السلام قلیل النوم باللیل کثیر السهر، یحیی أکثر لیالیه من أولها الی الصبح، و کان کثیر الصیام فلا یفوته صیام ثلثه أیام فی الشهر، و یقول: ذلک صوم الدهر. و کان علیه السلام کثیر المعروف و الصدقه فی السر و أکثر ذلک یکون منه فی اللیالی المظلمه، فمن زعم أنه رأی مثله فی فضله فلا تصدق.» .
ابراهیم بن عباس گوید: «ندیدم که هرگز ابوالحسن الرضا علیه السلام با سخنی به کسی ستمی روا دارد، و ندیدم که سخن کسی را قطع کند تا اینکه کلامش را به پایان برد و نه آن که از برآوردن حاجت نیازمندی سرباز زند. او هرگز در برابر همنشینی نه پایش را دراز می کرد و نه به چیزی تکیه می داد. همچنان که ندیدم یکی از زیردستان و زیر خریدانش را هرگز دشنام دهد، و ندیدم که آب دهان (بر زمین) اندازد و صدا به خنده بلند سازد، بلکه خنده اش به صورت تبسم بود. چون در خلوت خانه سفره ی غذا می گستراندند، زیردستان وغلامانش – و حتی مأمور اصطبل – را همراه خود بر سر سفره می نشاند. آن حضرت کم خواب و بسیار شب زنده دار بود، اکثر شبها را از ابتدا تا صبح به عبادت می گذراند، بسیار روزه می داشت و روزه ی سه روزه. را از دست نمی داد و می فرمود: این (روزه ی این سه روز معادل) روزه ی یک عمر است؛ کار نیکو بسیار می کرد و صدقه ی نهانی بسیار می داد، که البته اکثر اینها در شبهای تاربود؛ پس اگر کسی پندارد که کسی را در فضیلت همتای او دیده است، تو باور مکن.»
عیون اخبار الرضا ج۲ ص ۱۸۴

 

 

<h2>چهل حدیث گهربار از امام رضا علیه السلام</h2>

۱- سه ویژگى برجسته مؤمن

لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:۱ـ سُنَّهٌ مِنْ رَبِّهِ. ۲ـ وَ سُنَّهٌ مِنْ نَبِیِّهِ. ۳ـ وَ سُنَّهٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّهُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّهُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراهُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّهُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.

 

مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پیامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر کردن در زمان تنگدستى و پریشان حالى است.

 

۲- پاداش نیکى پنهانى و سزاى افشا کننده بدى

 

« أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَهِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَهً، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَهِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَهِ مَغْفُورٌ لَهُ ».

پنهان کننده کار نیک [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشکارکننده کار بد سرافکنده است، و پنهان کننده کار بد آمرزیده است.

 

۳- نظافت

« مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِیاءِ التَّنَظُّفُ ».

از اخلاق پیامبران، نظافت و پاکیزگى است.

 

۴- امین و امیننما

« لَمْ یَخُنْکَ الاَْمینُ وَ لکِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ ».

امین به تو خیانت نکرده [و نمىکند] و لیکن [تو] خائن را امین تصوّر نموده اى.

 

۵- مقام برادر بزرگتر

« أَلاَْخُ الاَْکْبَرُ بِمَنْزِلَهِ الاَْبِ ».

برادر بزرگتر به منزله پدر است.

 

۶- دوست و دشمن هر کس

« صَدیقُ کُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ ».

دوست هر کس عقل او، و دشمنش جهل اوست.

 

۷- نام بردن با احترام

« إِذا ذَکَرْتَ الرَّجُلَ وَهُوَ حاضِرٌ فَکَنِّهِ، وَ إِذا کَانَ غائِباً فَسَمِّه ».

چون شخص حاضرى را نام برى [براى احترام] کنیه او را بگو و اگر غائب باشد نامش را بگو.

 

۸- بدى قیل و قال

« إِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْقیلَ وَ الْقالَ وَ إضاعَهَ الْمالِ وَ کَثْرَهَ السُّؤالِ ».

به درستى که خداوند، داد و فریاد و تلف کردن مال و پُرخواهشى را دشمن مىدارد.

 

۹- ویژگیهاى دهگانه عاقل

« لا یَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَکُونَ فیهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَیْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. یَسْتَکْثِرُ قَلیلَ الْخَیْرِ مِنْ غَیْرِهِ، وَ یَسْتَقِلُّ کَثیرَ الْخَیْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا یَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَیْهِ، وَ لا یَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَیْهِ مِنَ الشُّهْرَهِ. ثُمَّ قالَ(علیه السلام): أَلْعاشِرَهُ وَ مَا الْعاشِرَهُ؟ قیلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(علیه السلام): لا یَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَیْرٌ مِنّى وَ أَتْقى ».

 

عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این که ده خصلت را دارا باشد:۱ـ از او امید خیر باشد. ۲ـ از بدى او در امان باشند. ۳ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد. ۴ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد. ۵ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. ۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. ۷ـ فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد. ۸ـ خوارى در راه خدایش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. ۹ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. ۱۰ـ سپس فرمود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهیزکارتر است.

 

۱۰- نشانه سِفله

« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام) عَنِ السِّفْلَهِ فَقالَ(علیه السلام):مَنْ کانَ لَهُ شَىْءٌ یُلْهیهِ عَنِ اللّهِ ».

از امام رضا(علیه السلام) سؤال شد: سفله کیست؟فرمود: آن که چیزى دارد که از [یاد] خدا بازش دارد.

 

۱۱- ایمان، تقوا و یقین

« إِنَّ الاِْیمانَ أَفْضَلُ مِنَ الاٌِسْلامِ بِدَرَجَه، وَ التَّقْوى أَفْضَلُ مِنَ الاِْیمانِ بِدَرَجَه وَ لَمْ یُعطَ بَنُو آدَمَ أَفْضَلَ مِنَ الْیَقینِ ».

ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فرزند آدم چیزى بالاتر از یقین داده نشده است.

 

۱۲- میهمانى ازدواج

« مِنَ السُّنَّهِ إِطْعامُ الطَّعامِ عِنْدَ التَّزْویجِ ».

اطعام و میهمانى کردن براى ازدواج از سنّت است.

 

۱۳- صله رحم با کمترین چیز

« صِلْ رَحِمَکَ وَ لَوْ بِشَرْبَه مِنْ ماء، وَ أَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ کَفُّ الأَذى عَنْه ».

پیوند خویشاوندى را برقرار کنید گرچه با جرعه آبى باشد، و بهترین پیوند خویشاوندى، خوددارى از آزار خویشاوندان است.

 

۱۴- سلاح پیامبران

« عَنِ الرِّضا(علیه السلام) أَنَّهُ کانَ یَقُولُ لاَِصْحابِهِ: عَلَیْکُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبِیاءِ، فَقیلَ: وَ ما سِلاحُ الاَْنْبِیاءِ؟ قالَ: أَلدُّعاءُ ».

حضرت رضا(علیه السلام) همیشه به اصحاب خود مىفرمود: بر شما باد به اسلحه پیامبران، گفته شد: اسلحه پیامبران چیست؟ فرمود: دعا.

 

۱۵- نشانه هاى فهم

« إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِکْمَهِ إِنَّ الصَّمْتَ یَکْسِبُ الَْمحَبَّهَ، إِنَّهُ دَلیلٌ عَلى کُلِّ خَیْر ».

از نشانه هاى دین فهمى، حلم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حکمت است. خاموشى و سکوت، دوستىآور و راهنماى هر کار خیرى است.

 

۱۶- گوشه گیرى و سکوت

« یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَکُونُ الْعافِیَهُ فیهِ عَشَرَهَ أَجْزاء: تِسْعَهٌ مِنْها فى إِعْتِزالِ النّاسِ وَ واحِدٌ فِى الصَّمْتِ ».

زمانى بر مردم خواهد آمد که در آن عافیت ده جزء است که نُه جزء آن در کناره گیرى از مردم و یک جزء آن در خاموشى است.

 

۱۷- حقیقت توکّل

« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ حَدِّ التَّوَکُّلِّ؟ فَقالَ(علیه السلام): أَنْ لا تَخافَ أحَدًا إِلاَّاللّهَ ».

از امام رضا(علیه السلام) از حقیقت توکّل سؤال شد.

فرمود: این که جز خدا از کسى نترسى.

 

۱۸- بدترین مردم

« إِنَّ شَرَّ النّاسِ مَنْ مَنَعَ رِفْدَهُ وَ أَکَلَ وَحْدَهُ وَ جَلَدَ عَبْدَهُ ».

به راستى که بدترین مردم کسى است که یارىش را [از مردم] باز دارد و تنها بخورد و زیردستش را بزند.

 

۱۹- زمامداران را وفایى نیست

« لَیْسَ لِبَخیل راحَهٌ، وَ لا لِحَسُود لَذَّهٌ، وَ لا لِمُـلـُوک وَفاءٌ وَ لا لِکَذُوب مُرُوَّهٌ ».

بخیل را آسایشى نیست و حسود را خوشى و لذّتى نیست و زمامدار را وفایى نیست و دروغگو را مروّت و مردانگى نیست.

 

۲۰- دست بوسى نه!

« لا یُقَبِّلُ الرَّجُلُ یَدَ الرَّجُلِ، فَإِنَّ قُبْلَهَ یَدِهِ کَالصَّلاهِ لَهُ ».

کسى دست کسى را نمىبوسد، زیرا بوسیدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست.

 

۲۱- حُسن ظنّ به خدا

« أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ کانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِىَ بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْیَسیرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِىَ بِالْیَسیرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْیا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلى دارِالسَّلامِ ».

به خداوند خوشبین باش، زیرا هر که به خدا خوشبین باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر که به رزق و روزى اندک خشنودباشد، خداوند به کردار اندک او خشنود باشد، و هر که به اندک از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبک و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.

 

۲۲- ارکان ایمان

« أَلاْیمانُ أَرْبَعَهُ أَرْکان: أَلتَّوَکُّلُ عَلَى اللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ وَ التَّسْلیمُ لاَِمْرِاللّهِ، وَ التَّفْویضُ إِلَى اللّهِ ».

ایمان چهار رکن دارد: ۱ـ توکّل بر خدا ۲ـ رضا به قضاى خدا ۳ـ تسلیم به امر خدا۴ـ واگذاشتن کار به خدا.

 

۲۳- بهترین بندگان خدا

« سُئِلَ عَلَیْهِ السَّلامُ عَنْ خِیارِ الْعبادِ؟ فَقالَ(علیه السلام):أَلَّذینَ إِذا أَحْسَنُوا إِسْتَبْشَرُوا، وَ إِذا أَساؤُوا إِسْتَغْفَرُوا وَ إِذا أُعْطُوا شَکَرُوا، وَ إِذا أُبْتِلُوا صَبَرُوا، وَ إِذا غَضِبُوا عَفَوْ ».

از امام رضا(علیه السلام) درباره بهترین بندگان سؤال شد.

فرمود: آنان که هر گاه نیکى کنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى کنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شکر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر کنند، و هر گاه خشم کنند درگذرند.

 

۲۴- تحقیر فقیر

« مَنْ لَقِىَ فَقیرًا مُسْلِمًا فَسَلَّمَ عَلَیْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلَى الاَْغْنِیاءِ لَقَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیمَهِ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبانُ ».

کسى که فقیر مسلمانى را ملاقات نماید و بر خلاف سلام کردنش بر اغنیا بر او سلام کند، در روز قیامت در حالى خدا را ملاقات نماید که بر او خشمگین باشد.

 

۲۵- عیش دنیا

« سُئِلَ الاِْمامُ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ عَیْشِ الدُّنْیا؟ فَقالَ: سِعَهُ الْمَنْزِلِ وَ کَثْرَهُ الُْمحِبّینَ ».

از حضرت امام رضا(علیه السلام) درباره خوشى دنیا سؤال شد. فرمود: وسعت منزل و زیادى دوستان.

 

۲۶- آثار زیانبار حاکمان ظالم

« إِذا کَذَبَ الْوُلاهُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إِذا جارَ السُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَهُ، وَ إِذا حُبِسَتِ الزَّکوهُ ماتَتِ الْمَواشى ».

زمانى که حاکمان دروغ بگویند باران نبارد، و چون زمامدار ستم ورزد، دولت، خوار گردد. و اگر زکات اموال داده نشود چهارپایان از بین روند.

 

۲۷- رفع اندوه از مؤمن

« مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللّهُ عَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ القِیمَهِ ».

هر کس اندوه و مشکلى را از مؤمنى برطرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.

 

۲۸- بهترین اعمال بعد از واجبات

« لَیْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».

بعد از انجام واجبات، کارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست.

 

۲۹- سه چیز وابسته به سه چیز

« ثَلاثَهٌ مُوَکِّلٌ بِها ثَلاثَهٌ: تَحامُلُ الاَْیّامِ عَلى ذَوِى الاَْدَواتِ الْکامِلَهِ وَإِسْتیلاءُ الْحِرْمانِ عَلَى الْمُتَقَدَّمِ فى صَنْعَتِهِ، وَ مُعاداهُ الْعَوامِ عَلى أَهْلِ الْمَعْرِفَهِ ».

سه چیز وابسته به سه چیز است: ۱ـ سختى روزگار بر کسى که ابزار کافى دارد، ۲ـ محرومیت زیاد براى کسى که در صنعت عقب مانده باشد، ۳ـ و دشمنىِ مردم عوام با اهل معرفت.

 

۳۰- میانه روى و احسان

« عَلَیْکُمْ بِالْقَصْدِ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ الْبِرِّ مِنَ الْقَلیلِ وَ الْکَثیرِ فَإِنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى یَعْظُمُ شِقَّهَ الـتَّمْرَهِ حَتّى یَأْتِىَ یَوْمَ الْقِیمَهِ کَجَبَلِ أُحُد ».

بر شما باد به میانه روى در فقر و ثروت، و نیکى کردن چه کم و چه زیاد، زیرا خداوند متعال در روز قیامت یک نصفه خرما را چنان بزرگ نماید که مانند کوه اُحد باشد.

 

۳۱- دیدار و اظهار دوستى با هم

« تَزاوَرُوا تَحابُّوا وَ تَصافَحُوا وَ لا تَحاشَمُو ».

به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

 

۳۲- راز پوشى در کارها

« عَلَیْکُمْ فى أُمُورِکُمْ بِالْکِتْمانِ فى أُمُورِ الدّینِ وَ الدُّنیا فَإِنَّهُ رُوِىَ « أَنَّ الاِْذاعَهَ کُفْرٌ» وَ رُوِىَ « الْمُذیعُ وَ الْقاتِلُ شَریکانِ» وَ رُوِىَ « ما تَکْتُمُهُ مِنْ عَدُوِّکَ فَلا یَقِفُ عَلَیْهِ وَلیُّکَ».:

 

بر شما باد به راز پوشى در کارهاتان در امور دین و دنیا. روایت شده که « افشاگرى کفر است» و روایت شده « کسى که افشاى اَسرار مىکند با قاتل شریک است» و روایت شده که « هر چه از دشمن پنهان مىدارى، دوست توهم بر آن آگاهى نیابد».

 

۳۳- پیمان شکنى و حیلهگرى

« لا یَعْدُمُ المَرْءُ دائِرَهَ السَّوْءِ مَعَ نَکْثِ الصَّفَقَهِ، وَ لا یَعْدُمُ تَعْجیلُ الْعُقُوبَهِ مَعَ إِدِّراءِ الْبَغْىِ ».

آدمى نمىتواند از گردابهاى گرفتارى با پیمان شکنى رهایى یابد، و از چنگال عقوبت رهایى ندارد کسى که با حیله به ستمگرى مىپردازد.

 

۳۴- برخورد مناسب با چهار گروه

« إِصْحَبِ السُّلْطانَ بِالْحَذَرِ، وَ الصَّدیقَ بِالتَّواضُعِ، وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعامَّهَ بِالْبُشْرِ ».

با سلطان و زمامدار با ترس و احتیاط همراهى کن، و با دوست با تواضع و با دشمن با احتیاط، و با مردم با روى خوش.

 

۳۵- رضایت به رزق اندک

« مَنْ رَضِىَ عَنِ اللّهِ تَعالى بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ رَضِىَ اللّهُ مِنْهُ بِالْقَلیلِ مِنَ الْعَمَلِ ».

هر کس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى باشد.

 

۳۶- عقل و ادب

« أَلْعَقْلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ، وَ الاَْدَبُ کُلْفَهٌ فَمَنْ تَکَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَیْهِ، وَ مَنْ تَکَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ یَزْدِدْ بِذلِکَ إِلاّ جَهْل ».

عقل، عطیّه و بخششى است از جانب خدا، و ادب داشتن، تحمّل یک مشقّت است، و هر کس با زحمت ادب را نگه دارد، قادر بر آن مىشود، امّا هر که به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمىشود.

 

۳۷- پاداشِ تلاشگر

« إِنَّ الَّذى یَطْلُبُ مِنْ فَضْل یَکُفُّ بِهِ عِیالَهُ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنَ الُْمجاهِدِ فى سَبیلِ اللّهِ ».

به راستى کسى که در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره کند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است.

 

۳۸- به پنج کس امید نداشته باش

« خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَکُنْ فیهِ فَلا تَرْجُوهُ لِشَىْء مِنَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ:مَنْ لَمْ تَعْرِفَ الْوَثاقَهَ فى أُرُومَتِهِ، وَ الکَرَمَ فى طِباعِهِ، وَ الرَّصانَهَ فى خَلْقِهِ، وَ النُّبْلَ فى نَفْسِهِ، وَ الَْمخافَهَ لِرَبِّهِ ».

پنج چیز است که در هر کس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باش:۱ـ کسى که در نهادش اعتماد نبینى،۲ـ و کسى که در سرشتش کَرم نیابى،۳ـ و کسى که در آفرینشش استوارى نبینى،۴ـ و کسى که در نفسش نجابت نیابى،۵ـ و کسى که از خدایش ترسناک نباشد.

 

۳۹- پیروزىِ عفو و گذشت

« مَا التَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ إِلاّ نُصِرَ أَعْظَمُهُما عَفْوً ».

هرگز دو گروه با هم روبه رو نمىشوند، مگر این که نصرت و پیروزى با گروهى است که عفو و بخشش بیشترى داشته باشد.

 

۴۰- عمل صالح و دوستى آل محمد

« لا تَدْعُوا الْعَمَلَ الصّالِحَ وَ الاِْجْتِهادَ فِى الْعِبادَهِ إِتِّکالاً عَلى حُبِّ آلِ محمد(علیهم السلام) وَ لا تَدْعُوا حُبَّ آلِ محمد(علیهم السلام)لاَِمْرِهِمْ إِتِّکالاً عَلَى الْعِبادَهِ فَإِنَّهُ لا یُقْبَلُ أَحَدُهُما دُونَ الاْخَرِ ».

مبادا اعمال نیک را به اتّکاى دوستى آل محمد(علیهم السلام) رها کنید، و مبادا دوستى آل محمد(علیهم السلام) را به اتّکاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ کدام از این دو، به تنهایى پذیرفته نمىشود.

<h2>احادیث در مورد اهمیت زیارت امام رضا علیه السلام </h2>

حدیث ۱

فی حدیث دعبل ان الرضا علیه السلام قال له: «لا تنقضی الأیام و اللیالی حتی تصیر طوس مختلف شیعتی و زواری ألا فمن زارنی فی غربتی بطوس کان معی فی درجتی یوم القیامه مغفورا له.»

دعبل از امام رضا علیه السلام نقل می کند که ضمن حدیثی فرمود: «روزها و شبها نمی گذرد تا این که طوس جایگاه آمد و رفت شیعیان و زائرانم می شود؛ آگاه باشید کسی که مرا در غربتم در طوس زیارت کند، روز قیامت با گناهان آمرزیده هم درجه ی من خواهد بود.»

وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۸

 

حدیث ۲

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «ستدفن بضعه منی بأرض خراسان ما زارها مکروب الا نفس الله کربته و لا مذنب الا غفر الله ذنوبه.»

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «پاره ای از تن من در سرزمین خراسان دفن می شود که هیچ گرفتاری او را زیارت نمی کند، جز این که خداوند پریشانی را از او می زداید و هیچ گنهکاری به زیارت او نائل نمی شود، مگر آن که خداوند گناهانش را می آمرزد.»

وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۷

حدیث ۰۳

قال الرضا علیه السلام: «من زارنی علی بعد داری و مزاری أتیته یوم القیامه فی ثلاثه مواطن حتی أخلصه من أهوالها: اذا تطایرت الکتب یمینا و شمالا، و عند الصراط، و عند المیزان.» .

امام رضا علیه السلام فرمود: «کسی که با دوری راه سرا و مزار من به زیارت من بیاید، روز قیامت در سه جا (برای دستگیری) نزد او خواهم آمد و او را از بیم و گرفتاری آن موقفها رهایی خواهم بخشید: هنگامی که نامه ها (ی اعمال) در راست و چپ به پرواز درآیند، نزد (پل) صراط و نزد میزان (محل سنجش اعمال).»

وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۳

حدیث ۰۴

قال الرضا علیه السلام: «و الله ما منا الا مقتول أو شهید» فقیل له: فمن یقتلک یا ابن رسول الله؟ قال: «شر خلق الله فی زمانی یقتلنی بالسم ثم یدفننی فی دار مضیعه و بلاد غربه، ألا فمن زارنی فی غربتی کتب الله عزوجل له أجر مائه ألف شهید، و مائه ألف صدیق و مائه ألف حاج و معتمر و مائه ألف مجاهد و حشر فی زمرتنا، و جعل فی الدرجات العلی من الجنه رفیقنا.» .

امام رضا علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند کسی از ما (ائمه اطهار علیه السلام) نیست جز آن که کشته یا شهید می شود.» گفته شد: چه کسی شما را ای فرزند رسول خدا می کشد؟ فرمود: «بدترین آفریدگان خدا در زمانم مرا با زهر می کشد، سپس مرا در دیار غربت و سرایی دور افتاده دفن می کند؛ آگاه باشید کسی که مرا در غربتم زیارت کند، خدای عزوجل ثواب یکصد هزار شهید، یکصد هزار صدیق، یکصد هزار حج گزار و عمره گزار و یکصد هزار مجاهد را برای او می نویسد و در زمره ی ما محشور می شود و در درجات والای بهشت رفیق و همراه ما خواهد بود.» بحار الانوار ج ۴۹ص ۲۸۳-۲۸۴

حدیث ۰۵

قال علی بن محمد بن علی الرضا علیه السلام: «من کانت له الی الله حاجه فلیزر قبر جدی الرضا علیه السلام بطوس و هو علی غسل و لیصل عند رأسه رکعتین، و لیسأل الله تعالی حاجته فی قنوته، فانه یستجیب له ما لم یسأل مأثما أو قطیعه رحم، ان موضع قبر لبقعه من الجنه لا یزورها مؤمن الا أعتقه الله تعالی من النار، و أدخله دار القرار.».

امام علی النقی علیه السلام فرمود: «کسی که از خدا حاجتی می خواهد، قبر جدم (حضرت) رضا علیه السلام را در طوس زیارت کند، در حالی که غسل نموده باشد و سپس بالای سر آن حضرت دو رکعت نماز گزارد و در  قنوت آن از خدای تعالی حاجت خود را بخواهد. در این صورت است که دعایش مستجاب می شود، مادام که گناه یا بریدن از خویشاوندی را درخواست نکرده باشد. همانا جایگاه قبر او قطعه ای از بهشت است که هیچ مؤمنی آن را زیارت نمی کند، مگر این که خدای تعالی او را از آتش (دوزخ) رهایی می بخشد و به سرای آرامش (بهشت) وارد می سازد.» وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۴۷

حدیث ۰۶

قال الرضا علیه السلام «انی سأقتل بالسم مظلوما و أقبر الی جنب هارون الرشید و یجعل الله عزوجل تربتی مختلف شیعتی و أهل محبتی، فمن زارنی فی غربتی و جبت له زیارتی یوم القیامه، و الذی أکرم محمدا صلی الله علیه و آله بالنبوه و اصطفاه علی جمیع الخلیقه لا یصلی أحد منکم عند قبری الا استحق – امیرالمؤمنین المغفره من الله عزوجل یوم یلقاه، و الذی أکرمنا بعد محمد صلی الله علیه و سلم بالامامه و خصنا بالوصیه ان زوار قبری أکرم الوفود علی الله عزوجل یوم القیامه، و ما من مؤمن یزورنی فتصیب وجهه قطره من الماء الا حرم الله جسده علی النار.».

امام رضا علیه السلام فرمود: «من بزودی مظلومانه با زهر کشته می شوم و کنار قبر هارون دفن می گردم، و خداوند خاک (قبر) مرا جایگاه رفت و آمد (و زیارتگاه) شیعیان و دوستارانم می گرداند. پس کسی که در غربتم مرا زیارت کند، روز قیامت زیارت او بر من واجب می شود؛ قسم به آن که محمد صلی الله علیه و سلم را به پیامبر گرامی داشت و او را بر تمامی مردم برگزید، کسی که از شما نزد قبرم نماز نمی گذارد، جز آن که روزی که خدای صاحب عزت و جلال را ملاقات می کند، شایسته ی آمرزش می شود، و قسم به آن که بعد از محمد صلی الله علیه و سلم ما را به امامت گرامی داشت و به وصایت (و جانشینی آن حضرت) اختصاص گرامی ترین گروهها خواهند بود که روز قیامت بر خدای صاحب عزت و جلال وارد می شوند؛ و هیچ مؤمنی نیست که مرا زیارت نماید و قطره ای آب (باران) به صورت او بخورد، جز آن که خداوند پیکرش را بر آتش (دوزخ) حرام می کند.» وسائل الشیعه  ۲ ص۴۳۹

حدیث ۰۷

قال الرضا علیه السلام «لا تشد الرحال الی شی ء من القبور الا الی قبورنا، ألا و انی مقتول بالسم ظلما، و مدفون فی موضع غربه فمن شد رحله الی زیارتی أستجیب دعاؤه و غفر له ذنبه.» .

امام رضا علیه السلام فرمود: «بار به سوی هیچ قبر (و زیارتگاهی) بر نبیندید مگر این که به زیارت قبور ما بیایید. آگاه باشید که مرا مظلومانه مسموم ساخته و می کشند و در جایی غریبانه به خاک می سپارند پس هر کس که بار سفر برای زیارت من بربندد، دعایش مستجاب می شود و گناهش مورد آمرزش واقع می گردد.»

بحار الانوار ج ۱۰۲ ص۳۶

حدیث ۰۸

فی خبر: ان موسی بن جعفر علیه السلام کان یقول لبنیه: «هذا أخوکم علی بن موسی الرضا عالم آل محمد علیه السلام فاسألوه عن أدیانکم و احفظوا ما یقول لکم فانی سمعت أبی جعفر بن محمد علیه السلام غیر مره یقول: «ان عالم آل محمد لفی صلبک و لیتنی أدرکته فانه سمی أمیرالمؤمنین علی علیه السلام.» .

جعفر بن محمد علیه السلام شنیدم که بارها می فرمود: همانا عالم آل محمد علیهم السلام در صلب توست، ای کاش او را درک می کردم! که همانا او همنام امیرالمؤمنین علی علیه السلام است.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۰۰

حدیث ۰۹

قال علی بن مهزیار: قلت لأبی جعفر علیه السلام: جعلت فداک زیاره الرضا علیه السلام أفضل أم زیاره أبی عبدالله الحسین علیه السلام؟ فقال: «زیاره أبی أفضل و ذکل أن أبا عبد الله علیه السلام یزروه کل الناس و أبی لا یزروه الا الخواص من الشیعه.».

علی بن مهزیار گوید: به امام جواد علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم، زیارت حضرت رضا علیه السلام فضیلت بیشتری دارد یا زیارت ابا عبد الله الحسین علیه السلام؟ فرمود: «زیارت پدرم فضیلت بیشتری دارد، زیرا ابا عبد الله علیه السلام را همه ی مردم زیارت می کنند، ولی پدرم را جز شیعیان برگزیده زیارت نمی کنند.»

الکافی ج۴ ص ۵۸۴

حدیث ۱۰

قال أبو الصلت الهروی: کان الرضا علیه السلام یکلم الناس بلغاتهم، و کان و الله أفصح الناس و أعلمهم بکل لسان و لغه، فقلت له یوما: یا بن رسول الله انی لأعجب من معرفتک بهذه اللغات علی اختلافها؟! فقال: «یا أبا الصلت أنا حجه الله علی خلقه، و ما کان الله لیتخذ حجه علی قوم و هو لا یعرف لغاتهم، أو ما بلغک قول أمیرالمؤمنین علیه السلام: «أوتینا فصل الخطاب.»، فهل فصل الخطاب الا معرفه اللغات.» .

اباصلت هروی گوید: امام رضا علیه السلام با مردم به زبان خودشان سخن می گفت و به خدا سوگند او سخنورترین و آگاه ترین مردم به هر زبان و لغت بود. روزی به ایشان گفتم: ای فرزند رسول خدا، من از آگاهی شما به این زبانها – با وجود تفاوتی که با هم دارند – در شگفتم. فرمود: «ای، اباصلت، من حجت خدا بر آفریدگانش می باشم، و خداوند کسی را حجت بر گروهی نمی گرداند که به زبان آنها آشنا نباشد، آیا این سخن امیرالمؤمنین علیه السلام را شنیده ای که فرمود: «به ما فصل الخطاب داده شده است» و مگر فصل الخطاب چیزی غیر از شناخت زبانها می باشد.»

اثبات الهداه ج۲ ص ۲۷۸

حدیث ۱۱

عن أبی الحسن موسی علیه السلام فی حدیث: أنه قال: «- و علی ابنه جالس بین یدیه -: «من ظلم ابنی حقه و جحده امامته من بعدی کان کمن ظلم علی بن أبی طالب حقه و حجده امامته بعد رسول الله صلی الله علیه و سلم.» .

امام موسی کاظم علیه السلام در ضمن حدیثی، در حالی که فرزندشان امام رضا علیه السلام در برابر شان نشسته بود، فرمود: «کسی که در حق این پسرم ستم ورزد و امامتش را بعد از من انکار نماید، مانند کسی است که در حق علی بن ابی طالب علیه السلام ستم ورزیده و امامتش را بعد از رسول خدا صلی الله علیه و سلم انکار نموده باشد.»

اثبات الهداه ج۳ ص ۲۳۲

حدیث ۱۲

قال أبو عبد الله علیه السلام: «یقتل حفدتی بأرض خراسان فی مدینه یقال لها طوس، من زاره الیها عارفا بحقه أخذته بیدی یوم القیمه و أدخلته الجنه و ان کان من أهل الکبائر.» قیل له: جعلت فنداک و ما عرفان حقه قال: «تعلم أنه مفترض الطاعه، غریب شهید، من زاره عارفا بحقه أعطاه الله عزوجل أجر سبعین شهیدا ممن استشهد بین یدی رسول الله صلی الله علیه و سلم علی حقیقه.» .

امام صادق علیه السلام فرمود: «نوه ی مرا در سرزمین خراسان در شهری به نام طوس می کشند؛ کسی که او را با شناخت حق وی زیارت کند، من روز قیامت از او دستگیری می کنم و وارد  بهشتش می سازم، هر چند که مرتکب گناهان کبیره شده باشد.» راوی گفت: فدایت شوم، شناخت حق او را به چیست؟ فرمود: «این که بدانی او (امامی است که) پیرویش واجب است. او غریب است و شهید؛ کسی که با شناخت حقش، او را زیارت کند، خدای صاحب عزت و جلال پاداش هفتاد شهید از شهدای راستین در رکاب رسول خدا صلی الله علیه و سلم را به او عطا می فرماید.» اثبات الهداه ج۳ ص ۲۳۳

حدیث ۱۳

عن علی بن یقطین قال: کنت عند العبد الصالح موسی بن جعفر علیه السلام جالسا فدخل علیه الرضا علیه السلام فقال «یا علی، هذا سید ولدی و قد نحلته کنیتی.» فقال هشام بن صالح: أخبرک و الله: ان الأمر فیه من بعده.» .

علی بن یقطین گوید: نزد بنده ی شایسته حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نشسته بودم که حضرت رضا علیه السلام وارد شد، پس فرمود: «ای علی، این آقای فرزندان من است که کنیه ی خود (ابوالحسن) را به او بخشیدم.» هشام بن صالح گفت: به خدا سوگند تو را آگاه ساخت که امر (امامت) پس از وی در این امام خواهد بود.

اثبات الهداه ج۳ ص ۲۳۴

حدیث ۱۴

عن البرنطی قال: قلت لأبی جعفر محمد بن علی بن موسی علیه السلام: ان قوما من مخالفیکم یزعمون أن قوما من مخالفیکم یزعمون أن أباک انما سماه المأمون الرضا لما رضیه لولایه عهده؟ فقال علیه السلام: «کذبوا و الله و فجروا بل الله تبارک و تعالی سماه بالرضا علیه السلام لأنه کان رضی لله عزوجل فی سمائه و رضی لله عزوجل فی سمائه و رضی لرسوله و الأئمه بعده صلوات الله علیهم فی أرضه، قال: فقلت له: ألم یکن کل واحد من ابائک الماضین علیه السلام رضی لله عزوجل و لرسوله و الأئمه بعده علیه السلام؟ فقال: بلی. فقلت: فلم سمی أبوک علیه السلام من بینهم الرضا؟ قال: لأنه رضی به المخالفون من أعدائه کما رضی به الموافقون من أولیائه، و لم یکن ذلک لأحد من آبائه علیه السلام فلذلک سمی من بینهم الرضا علیه السلام.»

بزنطی گوید: «به ابوجعفر محمد بن علی بن موسی (امام جواد) علیه السلام گفتم: گروهی از مخالفان شما می پندارند که (علت ملقب شدن پدرتان به رضا علیه السلام) این است که چون پدرتان را برای ولایت عهدی خود پسندید، این لقب (یعنی) رضا را به ایشان داد. فرمود: «به خدا سوگند دروغ گفتند و گمراه گشتند، بلکه خدای تعالی آن حضرت را رضا نامیده است، زیرا که وی از خدای صاحب عزت و جلال در آسمانش و از پیامبرش و امامان بعد از آن حضرت در زمین راضی بود؟ گفتم: مگر پدران پیشین شما از خدای صاحب عزت و جلال و پیامبر و امامان بعد از آن حضرت علیه السلام راضی نبودند؟ فرمود: آری. گفتم: پس چرا  پدر شما از میان آنان رضا نامیده شده است؟ فرمود: زیرا که مخالفان از دشمنانش همانند موافقان از دوستانش از او رضایت داشتند، و این موقعیت برای کسی از پدران او پیش نیامد، از این رو از میان ایشان، لقب رضا علیه السلام به آن حضرت اختصاص یافت.»

بحار الانوار ج ۴۹ ص۴

حدیث ۱۵

عن داود الرقی قال: قلت لأبی ابراهمیم علیه السلام: جعلت فداک قد کبرسنی فحدثنی من الامام بعدک؟ قال: فأشار الی أبی الحسن الرضا علیه السلام و قال: «هذا صاحبکم من بعدی.»

داود رقی گوید: به ابو ابراهیم (امام موسی کاظم) علیه السلام گفتم: فدایت شوم، سن من بالا رفته است، بیان نمایید امام بعد از شما کیست؟ پس آن حضرت اشاره به ابوالحسن الرضا علیه السلام کرد و فرمود: «این صاحب شما بعد از من است.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۴-۱۵

حدیث ۱۶

عن سلیمان المرزوی قال: دخلت علی أبی الحسن موسی بن جعفر علیه السلام و أنا أرید أن أسأله عن الحجه علی الناس بعده فابتدأنی و قال: «یا سلیمان ان علیا ابنی و وصیی و الحجه علی الناس بعدی و هو أفضل ولدی فان بقیت بعدی فاشهد له بذلک عند شیعتی و أهل ولایتی و المستخبرین عن خلیفتی من بعدی.»

سلیمان مروزی گوید: من خدمت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام رسیدم و می خواستم از حجت بر مردم، پس از وی سؤال نمایم که ابتدا به ساکن فرمود: «ای سلیمان، علی پسرم، وصی و حجت بر مردم بعد از  من است. او. برترین فرزندانم می باشد. اگر بعد از من زنده بودی، این را نزد شیعیان و دوستدارانم و کسانی که خواستار شناخت جانشین بعداز من هستند، گواهی بده.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۵

حدیث ۱۷

قال حسین بن بشیر: «أقام لنا أبوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام ابنه علیا علیه السلام کما أقام رسول الله صلی الله علیه و سلم یوم غدیر خم فقال: یا أهل المدینه أو قال: یا أهل المسجد هذا وصیی من بعدی.»

حسین بن بشیر گوید: «ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام پسرش علی (بن موسی الرضا) علیه السلام را (جهت معرفی به امامت) بلند نمود، همان گونه که رسول خدا صلی الله علیه و سلم، علی علیه السلام را روز غدیر خم بلند نمود و فرمود: ای مردم مدینه – یا فرمود: ای اهل مسجد – این جانشین بعد از من است.»

بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۷

حدیث ۱۸

عن المفضل بن عمر قال: «دخلت علی أبی الحسن موسی بن جعفر علیه السلام و علی ابنه علیه السلام فی حجره و هو یقبله و یمص لسانه. و یضعه علی عاتقه و یضمه الیه و یقول: بأبی أنت ما أطیب ریحک و أطهر خلقک و أبین فضلک»! قلت: جعلت فداک لقد وقع فی قلبی لهذا الغلام من الموده ما لم یقع لأحد الا لک. فقال لی: «یا مفضل هو منی بمنزلتی من أبی علیه السلام ذریه بعضها من بعض و ا لله سمیع علیم. قال: قلت: هو صاحب هذا الأمر من بعدک؟ قال: نعم، من أطاعه رشد و من عصاه کفر.» .

مفضل بن عمر گوید: «خدمت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام رسیدم، (مشاهده نمودم که) پسرش علی (بن موسی الرضا) علیه السلام در آغوشش می باشد و او را می بوسد و زبانش را می مکد و بر شانه اش می گذارد و او را در آغوش می فشرد و می فرماید: پدرم فدایت! چه رایحه ی دل انگیز و خوی پاک و برتری آشکاری داری! گفتم: فدایت شوم، مهر این کودک آن چنان در دلم جای گرفت که جز مهر شما محبت کسی بدان حد به دلم راه نیافته است. فرمود: ای مفضل، منزلت او نسبت به من مانند منزلت من نسبت به پدرماست، خاندانی که برخی از ایشان از برخی دیگرند و البته خدا بسیار شنوای داناست. گفتم: آیا او بعد از شما (امام و) صاحب این امر خواهد بود؟ فرمود: آری، کسی که او را پیروی نماید هدایت یابد و کسی که نافرمانیش کند کافر می شود.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۲۰-۲۱

حدیث ۱۹

فی حدیث – ان علی بن یقطین قال لأبی الحسن موسی علیه السلام: من لنا بعدک یا سیدی؟ فقال: «علی ابنی هذا، هو خیر من أخلف بعدی. هو منی بمنزله أبی، هو لشیعتی، عنده علم ما یحتاجون الیه. سید فی الدنیا و سید فی الآخره، و انه لمن المقربین.»

در حدیثی علی بن یقطین به ابوالحسن امام موسی کاظم علیه السلام گفت: آقای من، بعد از شما چه کسی (امام) خواهد بود؟ فرمود: این پسرم علی، که بهترین بازمانده و جانشین من است. او نسبت به من مانند منزلت من نسبت به پدرم است (که امامت را بعد از من به عهده خواهد داشت). بهره وری شیعیانم از او بدین گونه است که آنچه بدان نیازمندند نزد اوست. او سرور دنیا و آخرت و از مقربان (درگاه الهی) است.» عوالم العلوم  ج ۲۲ ص ۵۸

 

 

حدیث ۲۰

قال ابراهمی بن العباس: ما رأیت الرضا علیه السلام سئل عن شی ء قط الا علمه، و لا رأیت أعلم منه بما کان فی الزمان الأول الی وقته و عصره. و کان المأمون یمتحنه بالسؤال عن کل شی ء فیجیب فیه، و کان کلامه کله و جوابه و تمثله انتزاعات من القرآَّ، و کان یختمه فی کل ثلاثه، و یقول: «لو أرندت أن أختمه فی أقل من ثلاثه لختمته، و لکنی ما مررت بآیه قط الا فکرت فیها، و فی أی شی ء أنزلت و فی أی وقت، فلذلک صرت أختم فی کل ثلاثه أیام.».

ابراهیم بن عباس گوید: «هیچ گاه ندیدم که از (امام) رضا علیه السلام چیزی پرسیده شود، جز این که آن سؤال را پاسخ می داد. در میان عالمان پیشین و دانشمندان معاصر او کسی را آگاهتر از وی نیافتم. مأمون با پرسشهای گوناگون او را می آموزد و او از عهده ی پاسخ تمامی آنها بر می آمد. تمامی سخن و جواب و شواهد مثال او از قرآن بود. در هر سه روز یک مرتبه قراء قرآن را به پایان می برد و می فرمود: «اگر بخواهم می توانم آن را در کمتر از سه روز هم ختم نمایم، اما هزگز از آیه ای نمی گذرم جز این که در آن می اندیشم که درباره ی چه و چه هنگام نازل گشته است، و از این لحاظ است که هر سه روز یک مرتبه قرآن را ختم می نمایم.» عوالم العلوم  ج ۲۲ ص۱۷۹-۱۸۰

حدیث ۲۱

قال الکاظم علیه السلام لأصحابه «اشهدوا أن ابنی هذا، وصیی و القیم بأمری و خلیفتی من بعدی، من کان له عندی دین فلیأخذه من ابنی هذا، و من کانت له عندی عده فلینجزها منه؛ و من لم یکن له بد من لقائی فلا یلقین الا بکتابه.»

امام کاظم علیه السلام به اصحاب خود فرمود: «گواه باشید که این پسرم (امام رضا علیه السلام) وصی و سرپرست و جانشین بعد از من می باشد، کسی که من دینی از او بر گردن دارم، آن را از این پسرم بگیرد، کسی که من به او وعده ای داده ام، انجام آن را از او بخواهد و کسی که ناگزیر از ملاقات با من است، از راه نامه نگاری با او با من پیوند برقرار سازد.» اثبات الهداه ج۳ ص ۲۲۹

حدیث ۲۲

قال أبو الحسن علیه السلام: «ان ابنی علیا أکبر ولدی و أبرهم عندی و أحبهم الی و هو ینظر معی فی الجفر؛ و لم ینظر فیه الا نبی أو وصی نبی.»

امام موسی کاظم علیه السلام فرمود: «همانا علی پسر بزرگم نزد من از همه فرزندانم نیکوکارتر و محبوبتر است. او با من در جفر  می نگرد و حال آنکه در جفر جز پیامبر یا وصی پیامبر نمی تواند بدان بنگرد.»

الکافی ج۱ ص ۳۱۱-۳۱۲

حدیث ۲۳

قال جعفر بن محمد الصادق علیه السلام: «یخرج ولد من ابنی موسی اسمه اسم أمیرالمؤمنین علیه الصلاه و السلام الی أرض طوس، و هم بخراسان، یقتل فیها بالسم، فیدفن فیها غریبا، من زاره عارفا بحقه أعطاه الله تعالی أجر من أنفق من قبل الفتح و قاتل.»

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:»فرزندی از پسرم موسی که همنام امیرالمؤمنین علیه الصلاه و السلام است، به جانب سرزمین طوس در خراسان می رود و در آن جا با زهر کشته شده و غریبانه دفن می شود، کسی که او را با شناخت حق وی (به اینکه آن حضرت اما واجب الاطاعه  است) زیارت کند، خدای تعالی پاداش کسی را که قبل از پیروزی، انفاق نموده و جنگیده است به وی عطا می نماید.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۲۸۶

حدیث ۲۴

قال زیاد القندی: دخلت علی أبی ابراهیم علیه السلام و عنده ابنه أبوالحسن علیه السلام فقال: «یا زیاد هذا ابنی کتابه کتابی و کلامه کلامی و رسوله رسولی، و ما قال فالقول قوله.» .

زاید قندی گوید: خدمت امام کاظم علیه السلام رسیدم، در حالی که پسرش ابوالحسن (امام رضا) علیه السلام نزد ایشان بود. سپس فرمود: «ای زیاد، این پسرم نوشته اش نوشته ی من، سخنش سخن من، فرستاده اش فرستاده ی من است و هر چه گوید، سخن، سخن اوست.» اعلام الوری  ص ۳۱۶

حدیث ۲۵

عن الرضا علیه السلام أنه قال له رجل من أهل خراسان: یا ابن رسول الله رأیت رسول الله صلی الله علیه و آله فی المنام کأنه یقول لی: کیف أنتم اذا دفن فی أرضکم بعضی فاستحفظتم و دیعتی و غیب فی ثراکم نجمی؟ فقال له الرضا علیه السلام: «أنا المدفون فی أرضکم،و أنا بضعه من نبیکم، و أنا الودیعه و النجم، ألا فمن زارنی و هو یعرف ما أوجب الله تبارک و تعالی من حقی و طاعتی، فأنا و آبائی شفعاؤه یوم القیامه، و من کنا شفعاءه یوم القیامه نجا و لو کان علیه مثل وزر الثقلین الجن و الأنس.» .

مردی خراسانی به امام رضا علیه السلام عرض نمود: ای فرزند رسول خدا، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم که به من فرمود: «چگونه است حال شما آن هنگام که فردی از (خاندان) من در سرزمین شما دفن گردد و شما به حفظ این امانت من اهتمام نمایید و ستاره ی من در خاک شما پنهان گردد؟» امام رضا علیه السلام فرمود: «من هستم که در سرزمین شما دفن می گردم؛ من پاره ی تن پیامبر شما هستم؛ و منم آن امانت و ستاره، آگاه باشید کسی که مرا زیارت کند، در حالی که بداند که خدای تبارک و تعالی (ادای) حق و پیروی مرا واجب ساخته است، من و پدرانم روز قیامت شفیعان او خواهیم بود، و کسی که ما روز قیامت شفیع او باشیم (از آتش دوزخ) رهایی می یابد، هر چند بار گناهان جن و انس بر او باشد.» بحار الانوار ج ۱۰۲ ص۳۲

حدیث ۲۶

قال أبوالحسن موسی علیه السلام فی حدیث: «من زار قبر ولدی علی و بات عنده لیله کان کمن زار الله فی عرشه. قیل: کمن زار الله فی عرشه؟ فقال: نعم. اذا کان یوم القیامه کان علی عرش الرحمن أربعه من الأولین، و أربعه من الآخرین، فاما الأربعه الذین هم من الأولین: فنوح، و ابراهیم، و موسی، و عیسی علیهم السلام و أما الأربعه من الآخرین: محمد و علی و الحسن و الحسین علیهم السلام، ثم یمد الطعام فیقعد و معنا زوار قبور الأئمه، ألا أن أعلاهم درجه و أقربهم حبوه زوار قبر ولدی علیه السلام»  .

امام موسی کاظم علیه السلام در ضمن حدیثی فرمود: «کسی که قبر فرزندم علی علیه السلام را زیارت کند و شبی را نزد او به سر برد، مانند کسی است که خداوند را در عرش زیارت کرده است.» راوی (از روی تعجب) گفت: مانند کسی که خدا را در عرش زیارت کرده است؟ حضرت فرمود: «آری، چون روز قیامت شود، چهار نفر از پیشینیان و چهار نفر از پسینیان بر عرش خدای رحمان قرار می گیرند. چهار نفر پیشینیان نوح و ابراهیم و موسی وعیسی علیهم السلام هستند و چهار نفر پسینیان محمد و علی وحسن و حسین علیهم السلام؛ بعد از آن خوان طعام گسترده می شود و زائران قبور ائمه علیهم السلام به (گرد) آن می نشینند؛ بدانید که (در میان زائران قبور ائمه علیهم السلام) مقام زائران قبر فرزندم از همه بلندتر و پر ارج تر است.» وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۴۳

حدیث ۲۷

عن أبی اصلت الهروی قال: کنت عند الرضا علیه السلام فدخل علیه قوم من أهل قم فسلموا علیه فرد و قربهم، ثم قال لهم: «مرحبا بکم و أهلا، فأنتم شیعتنا حقا، یأتی علیکم زمان تزورون فیه تربتی بطوس، ألا فمن زارنی و هو علی غسل خرج من ذنوبه کیوم ولدته أمه.».

اباصلت هروی گوید: خدمت امام رضا علیه السلام بودم که گروهی از مردم قم وارد شدند و سلام نمودند. حضرت پاسخ آنها را فرمود و ایشان را نزدیک خویش جای داد. سپس فرمود: «آفرین بر شما! شما شیعیان راستین ما هستید، زمانی بر شما فرامی رسد که خاک (قبر) مرا در طوس  می کنید، آگاه باشید کسی که مرا در حالی که غسل نموده باشد زیارت کند، از گناهانش پاک می شود، مانند روزی که از مادر زاییده شده است.»

وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۴۶

حدیث ۲۸

عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی قال: «قلت: لأبی جعفر علیه السلام: قد تحیرت بین زیاره قبر أبی عبدالله علیه السلام و بین زیاره قبر أبیک علیه السلام بطوس، فما تری؟ فقال لی: مکانک، ثم دخل و خرج و دموعه تسیل علی خدیه، فقال: زوار أبی عبدالله علیه السلام کثیرون، و زوار قبر أبی علیه السلام بطوس قلیلون.».

عبدالعظیم حسنی گوید: به ابوجعفر (امام جواد علیه السلام) گفتم: من در تردیدم که به زیارت قبر اباعبدالله الحسین علیه السلام مشرف شوم یا به زیارت قبر پدرتان در طوس، نظر شما چیست؟ فرمود: در جای خود باش» سپس (حضرت) وارد (خانه) شد و پس (از اندکی) بیرون آمد در حالی  پس (از اندکی) بیرون آمد در حالی که اشک از گونه هایش جاری  بود، فرمود: زائران اباعبدالله علیه السلام بسیارند و زائران قبر پدرم در طوس اندک.».

وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۴۲

حدیث ۲۹

عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی قال: سمعت محمد بن علی الرضا علیه السلام یقول: «ما زار أبی علیه السلام احد فأصابه أذی من مطر أو برد أو حر الا حرم الله جسده علی النار.».

(حضرت) عبدالعظیم حسنی از امام محمد تقی علیه السلام نقل می کند که فرمود: «کسی که به زیارت پدرم نائل شود، و (در راه زیارت) به او آزاری مانند باران یا سرمایی یا گرمایی برسد، جز این نیست که خداوند پیکرش را بر آتش (دوزخ) حرام می نماید.» وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۹

حدیث ۳۰

عن عبدالعظیم الحسنی قال: سمعت علی بن محمد العسکری علیه السلام یقول: «أهل قم و أهل آبه مغفور لهم لزیارتهم لجدی علی بن موسی الرضا علیهماالسلام بطوس، ألا و من زاره فأصابه فی طریقه قطره من السماء حرم الله جسده علی النار.» .

(حضرت) عبدالعظیم حسنی گوید: از امام علی النقی علیه السلام شنیدم که فرمود: «مردم قم و آبه  به جهت زیارت جدم علی بن موسی الرضا علیهماالسلام در طوس گناهانشان آمرزیده شده. آگاه باشید کسی که آن حضرت را زیارت کند و در راه (زیارت) او قطره ای (باران) از آسمان بر او فروبارد، خداوند پیکرش را بر آتش (دوزخ) حرام می کند.» عیون اخبار الرضا  ج۲ ص ۲۶۰

حدیث ۳۱

عن عبدالله بن الصلت عن رجل من أهل بلخ قال: «کنت مع الرضا علیه السلام فی سفره الی خراسان فدعا یوما بمائده له فجمع علیها موالیه من السودان و غیرهم فقلت: جعلت فداک لو عزلت لهؤلاء مائده فقال: مه، ان الرب تبارک و تعالی واحد و الأم واحد و الأب واحد و الجزاء بالأعمال.» .

عبدالله بن الصلت از مردی از اهل بلخ نقل می کند که گفت: «در طول مسیر مسافرت امام رضا علیه السلام به خراسان، من در خدمت ایشان بودم، روزی غذا طلبید و (پس از گستراندن سفره) غلامان سیاه خود دیگران را بر سر آن گرد آورد. گفتم: فدایت شود، بهتر بود که (سفره) غذای آنان را  جدا می نمودید. فرمود: ساکت باش، پروردگار تبارک و تعالی یکی است، مادر یکی است، پدر یکی است و پاداش به کردار است.»

بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۰۱

حدیث ۳۲

عن علی بن أسباط قال سألت أباجعفر علیه السلام: ما لمن زار أباک بخراسان؟ قال: «الجنه و الله، الجنه و الله.».

علی بن اسباط گوید: از ابوجعفر (امام جواد) علیه السلام پرسیدم: کسی که پدرتان را در خراسان زیارت کند، چه (پاداشی) خواهد داشت؟ فرمود: به خدا قسم بهشت، به خدا قسم بهشت.» وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۷

حدیث ۳۳

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «ستدفن بضعه منی بأرض خراسان لا یزورها مؤمن الا أوجب الله له الجنه و حرم جسده علی النار.» .

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «به زودی پاره ی تن من در سرزمین خراسان دفن می شود که هیچ مؤمنی او را زیارت نمی کند، مگر این که خداوند بهشت را بر او واجب ساخته و پیکرش را بر (آتش) دوزخ حرام می سازد.» الوافی ج۱۴ ص۱۵۵۱

حدیث ۳۴

قال الامام الجواد علیه السلام: «ضمنت لمن زار قبر أبی الرضا علیه السلام بطوس عارفا بحقه الجنه علی الله تعالی.» .

امام جواد علیه السلام فرمود: «کسی که قبر پدرم رضا علیه السلام را در طوس با شناخت حق او (به اینکه حضرتش امام واجب الاطاعه است) زیارت کند، من نزد خدای تعالی بهشت را برای او ضمانت می کنم.»

وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۷

حدیث ۳۵

قال الرضا علیه السلام: «ما زارنی أحد من أولیائی عارفا بحقی الا شفعت فیه یوم القیامه.» .

امام رضا علیه السلام فرمود: «هیچ یک از دوستانم مرا با آگاهی به حقم (که امام واجب الاطاعه هستم) زیارت نمی کند مگر این که روز قیامت او را شفاعت خواهم کرد.» وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۴

حدیث ۳۶

قال الرضا علیه السلام: «من شد رحله الی زیارتی أستجیب دعاؤه و غفرت له ذوبه، فمن زارنی فی تلک البقعه کان کمن زار رسول الله صلی الله علیه و آله، و کتب الله له ثواب ألف حجه مبروره و ألف عمره مقبوله، و کنت أنا و آبائی شفعاءه یوم القیامه، و هذه البقعه روضه من ریاض الجنه، و مختلف الملائکه، لا یزال فوج ینزل من السماء و فوج یصعد، الی أن ینفخ فی الصور.» .

امام رضا علیه السلام فرمود: «کسی که بار سفر به سوی من بربندد دعایش مستجاب و گناهانش آمرزیده می شود، پس کسی که مرا در آن مکان زیارت کند، مانند کسی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله را زیارت کرده باشد، خداوند برای او پاداش هزار حج و عمره ی پذیرفته شده می نویسد و من و پدرانم شفیعان او روز قیامت خواهیم بود؛ این بقعه بوستانی از بوستانهای بهشت و محل رفت و آمد فرشتگان است؛ آن گونه که گروهی از آسمان فرو می آیند و گروهی بالا می روند، تا این که در صور دمیده شود.» بحار الانوار ج ۱۰۲ ص۴۴

حدیث ۳۷

قال الامام موسی بن جعفر علیهماالسلام فی حدیث: «و لقد رأیت رسول الله صلی الله علیه و آله فی المنام و أمیرالمؤمنین علیه السلام معه… ثم وصفه لی رسول الله صلی الله علیه و آله فقال: علی ابنک الذی ینظر بنور الله و یسمع بتفهیمه و ینطق بحکمته، یصیب و لا یخطی ء و یعلم و لا یجهل، قد ملی ء حلما و علما…» .

امام موسی بن جعفر علیهماالسلام ضمن حدیثی فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام را به همراه آن حضرت در خواب دیدم… سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله وی (امام رضا علیه السلام) را برای من توصیف نمود و فرمود: «علی پسر توست که نور خدا می بیند و به تفهیم الهی می شنود و بر  پایه ی حکمت او سخن می گوید، او راه راست می پوید و به خطا نمی رود، دانشمندی است که (علمش) به جهل نمی گراید و لبریز از بردباری و دانش گردیده است.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۱-۱۲

حدیث ۳۸

قال رسول الله صلی الله علیه و آله فی حدیث فی فضائل الأئمه المعصومین علیهم السلام: «من أحب أن یلقی الله ضاحکا مستبشرا فلیتول علی بن موسی الرضا علیه السلام… فهؤلاء مصابیح الدجی و أئمه الهدی و أعلام التقی، من أحبهم و تولاهم کنت ضامنا له علی الله تعالی بالجنه.» .

رسول خدا صلی الله علیه و آله در ضمن حدیثی در بیان فضائل یکایک ائمه معصومین علیهم السلام فرمود: «کسی که دوست بدارد خندان، خداوند را ملاقات کند، باید محبت و ولایت علی بن موسی الرضا علیهماالسلام را داشته باشد… اینان (ائمه اطهار علیهم السلام) چراغهای تاریکی و امامام هدایتگر و  نشانه های تقوا هستند، کسی که ایشان را دوست بدارد و بهره مند از ولایت آنان گردد، من نزد خدای تعالی بهشت را برای او ضمانت می کنم.»

بحار الانوار ج ۳۶ ص۲۹۶

حدیث ۳۹

قال یعقوب بن اسحاق النوبختی: «مر رجل بأبی الحسن الرضا علیه السلام فقال له: أعطنی علی قدر مروتک، قال: لا یسعنی ذلک، فقال: أعطنی علی قدر مروتی. قال: أما اذا فنعم. ثم قال: یا غلام أعطه مائتی دینار.» .

یعقوب بن اسحاق نوبختی گوید: «مردی خدمت امام رضا علیه السلام آمد و عرض کرد: به من به اندازه ی جوانمردیت بخشش نما. فرمود: نمی توانم چنان کنم. گفت: (پس) به اندازه ی جوانمردی من بخشش نما. فرمود: اکنون می توانم. سپس فرمود: ای غلام به او دویست دینار بده.» بحار الانوار ج ۴۹ ص۱۸۴

حدیث ۴۰

قال ابراهیم بن العباس: «ما رأیت أباالحسن الرضا علیه السلام جفا أحدا بکلمه قط و لا رأیته قطع علی أحد کلامه حتی یفرغ منه، و ما رد أحدا عن حاجه یقدر علیها، و لا مدرجله بین یدی جلیس له قط و لا رأیته شتم أحدا من موالیه و ممالیکه قط، و لا رأیته تفل، و لا رأیته یقهقه فی ضحکه قط، بل کان ضحکه التبسم، و کان اذا خلا و نصب مائدته أجلس معه علی مائدته ممالیکه و موالیه حتی البواب السائس، و کان علیه السلام قلیل النوم باللیل کثیر السهر، یحیی أکثر لیالیه من أولها الی الصبح، و کان کثیر الصیام فلا یفوته صیام ثلثه أیام فی الشهر، و یقول: ذلک صوم الدهر. و کان علیه السلام کثیر المعروف و الصدقه فی السر و أکثر ذلک یکون منه فی اللیالی المظلمه، فمن زعم أنه رأی مثله فی فضله فلا تصدق.» .

ابراهیم بن عباس گوید: «ندیدم که هرگز ابوالحسن الرضا علیه السلام با سخنی به کسی ستمی روا دارد، و ندیدم که سخن کسی را قطع کند تا اینکه کلامش را به پایان برد و نه آن که از برآوردن حاجت نیازمندی سرباز زند. او هرگز در برابر همنشینی نه پایش را دراز می کرد و نه به چیزی تکیه می داد. همچنان که ندیدم یکی از زیردستان و زیر خریدانش را هرگز دشنام دهد، و ندیدم که آب دهان (بر زمین) اندازد و صدا به خنده بلند سازد، بلکه خنده اش به صورت تبسم بود. چون در خلوت خانه سفره ی غذا می گستراندند، زیردستان وغلامانش – و حتی مأمور اصطبل – را همراه خود بر سر سفره می نشاند. آن حضرت کم خواب و بسیار شب زنده دار بود، اکثر شبها را از ابتدا تا صبح به عبادت می گذراند، بسیار روزه می داشت و روزه ی سه روزه. را از دست نمی داد و می فرمود: این (روزه ی این سه روز معادل) روزه ی یک عمر است؛ کار نیکو بسیار می کرد و صدقه ی نهانی بسیار می داد، که البته اکثر اینها در شبهای تاربود؛ پس اگر کسی پندارد که کسی را در فضیلت همتای او دیده است، تو باور مکن.»

عیون اخبار الرضا  ج۲ ص ۱۸۴
دانلود فایل صوتی سرود زیارت از سامی یوسف


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *