حضور سیاسی حضرت زهرا سلام الله علیها از رحلت پدر تا شهادت. گفتگو با دکتر محمدحسین رجبی دوانی.

گفتگو با دکتر محمدحسین رجبی دوانی
دکتر محمدحسین رجبی دوانی

دکتر محمدحسین رجبی دوانی مورخ و پژوهشگر تاریخ اسلام است. وی دارای مدرک دکترای تاریخ و تمدن ملل اسلامی از دانشگاه تهران بوده و هم اکنون رئیس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، معاون پژوهشی دانشکده علوم اجتماعی و فرهنگی و استادیار تاریخ اسلام دانشگاه جامع امام حسین(ع) است.

تاکنون از ایشان کتب متعدد تاریخی در زمینه تاریخ اسلام به چاپ رسیده است.
مهرخانه حضور سیاسی حضرت زهرا(س) در طول دوران حیات مبارکشان به خصوص از بعد از رحلت پیامبر اکرم تا شهادت ایشان را با دکتر رجبی دوانی به گفتگو می نشیند.

–    برای شروع گفتگو لطفاً مروری اجمالی بر فعالیت های سیاسی حضرت زهرا(س) بعد از رحلت رسول خدا تا زمان شهادتشان داشته باشید.
وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها، عمده نمود و ظهور و بروز فعالیت سیاسی خود را در همان ماه های پایانی عمر شریف شان دارند. یعنی بعد از آنکه خلافت غصب و ولایت به حاشیه رانده شد، آن بزرگوار به عنوان بزرگ ترین تکلیف شرعی خودٰ جهت دفاع از ولایت به عرصه می آیند و برهمگان مرد و زن سبقت می جویند و در این راه از هیچ مسئله ای حتی به قیمت از دست دادن جان مقدس خود هراسی ندارند. در برابر انحرافی که عالم اسلام را فراگرفته بود و تمام دستاوردهای پیامبر را تهدید می کرد، ایستاند و افتخار آن را داشتند که به عنوان بزرگ ترین و نخستین شهید در راه ولایت قلمداد شوند. یعنی فعالیت سیاسی آن حضرت جهت دفاع از ولایت و ایستادن در برابر انحرافی است که شدیداً اسلام را تهدید می کرد.

اما اگر بخواهم به صورت موردی به فعالیت هایی که حضرت انجام دادند، اشاره کنم نخستین موردی که می توانم بگویم، وقتی است که خلافت غصب شد. امیرالمومنین برای اینکه مردم را به عنوان هادی امت نسبت به خطری که دنیا و آخرت شان را تهدید می کند آگاه کند و نگویند ما نفهمیدیم اوضاع چگونه رقم خورد، بر خود لازم می دانست یک به یک سراغ اصحاب پیامبر برود و آنها را متوجه حادثه ای که رخ داده و تهدیدی که آنها را در دنیا و آخرت می کند، نماید و با آنها اتمام حجت کند. او امام است، اما می بینیم حضرت زهرا پا به پای حضرت علی در این آگاهی بخشی حرکت می کند. البته منابع اهل سنت می گویند یک بار این قضیه اتفاق افتاد ولی منابع شیعه می گوید حداقل سه بار همراه علی(ع) شبانه به در خانه اصحاب برجسته پیامبر رفت و واقعه غدیر و حوادث بیعت آن روز را یادآور شد. مردم عذر می آورند، اما حضرت زهرا(س) و علی(ع) چنان پاسخ های محکم دادند و استدلال آوردند که آنها حق را به آن دو بزرگوار دادند و گفتند ما اشتباه کردیم و قول جبران دادند ولی این کار را نکردند.

مورد دوم مربوط است به موقعی که فدک غصب شده و حضرت زهرا را از همه حق خود در مالی که از پیامبر به ارث می برد، محروم کردند.

مورد سوم در موقعیتی است که خانه حضرت زهرا(س) مورد هجوم غاصبان خلافت قرار می گیرد. در خانه حضرت علی هستند و گروهی که مشهور است شش نفر از مهاجرین و شش نفر از انصار و گروهی از بنی هاشم هم هستند که تعداد آنها مشخص نیست. منظور این است که در آن خانه فقط یک زن است ولی تعداد مردها حداقل ۱۵-۲۶ نفر است. به جز حضرت علی(ع)، باقی وظیفه دارند از حضرت دفاع کنند ولی حضرت زهرا(س) بر آن مردان سبقت می گیرند و پیشتاز می شوند، نه اینکه آن مردها ساکت باشند. حضرت وارد عمل می شوند به قیمت مضروب شدن و از بین رفتن جنینشان و شکسته شدن پهلوی مبارکشان.

مورد چهارم هم در پی این قضیه رخ می دهد؛ حضرت مضروب و بیهوش شدند. دشمن بعد از بیهوشی ایشان به امیرالمومنین دست پیدا کرد و ایشان را برای بیعت به مسجد بردند. شمشیر بر سر امیرالمونین قرار داده بودند. در این فاصله حضرت زهرا به هوش آمد و با همان حالت بیماری خود را به مسجد رساند و وقتی موقعیت حضرت علی را دید فریاد برآورد و تهدید کرد که اگر دست از او بر ندارید به سوی قبر پیامبر اکرم(ص) می روم و در حق همه شما نفرین خواهم کرد. و معطل هم نشدند؛ حرکت کردند. اینجا امیر المؤمنین خطاب به سلمان گفت برو جلوی دختر پیامبر را بگیر که اگر نفرین کند خداوند عذابی می فرستند که کسی روی زمین باقی نخواهد ماند. سلمان به حضرت زهرا(س) گفت: ای دختر رسول خدا پدر شما رحمت للعالمین بود؛ نفرین نکنید. حضرت زهرا گفتند: بگذار دادم را از این نامردمان روزگار بگیرم. سلمان گفت: علی(ع) این را از شما می خواهد. که حضرت زهرا قبول می کنند و باز می گردند. این واقعه چنان سنگین بود که ابوبکر گفت: دست از علی بردارید؛ تا زهرا در کنار اوست، ما با او کاری نخواهیم داشت. معنای دیگر این سخن آن است که اگر حضرت زهرا اینجا وارد عمل نمی شدند، قطعاً علی(ع) کشته می شد. یعنی حضور فعال و به موقع حضرت زهرا، امیرالمونین علی(ع) را از مرگ قطعی نجات داد. و لذاست که منبع سنت می گویند تا زهرا(س) زنده بود، علی بیعت نمی کرد و تعبیرشان این است که اعتبار علی(ع) به زهرا(س) بود.

–    اشاره کردید به اینکه این نحو حضور سیاسی حضرت زهرا، به محض مخدوش شدن و در خطر قرار گرفتن ولایت ایجاد شد. یعنی ما تا قبل از این اتفاق و در زمان پیامبر شاهد حضور سیاسی حضرت نبودیم؟ و اولین شاهد تاریخی این نحو حضور ایشان بعد از رحلت پیامبر اکرم رخ می دهد؟
بله، البته ما حضور حضرت زهرا(س) را در خردسالی و در دفاع از رسالت هم داریم. هنگامیکه پیامبر در مکه است و دو پشتوانه بزرگ خود یعنی حضرت خدیجه و حضرت ابوطالب را از دست می دهد.
بعد از وفات این دو نفر، مشرکان جرأت می کنند پیامبر را آزار جسمی دهند. تا قبل از آن، چنین جرأتی را نداشتند. از اینجا به بعد پیامبر بی پناه است. حضرت زهرا در این دوران خلأ ابوطالب و حضرت خدیجه را پر می کند. گاهی پیامبر مورد حمله قرار می گرفتند، خاک و خاکروبه بر سرشان می ریختند و جسارت می کردند. چندین بار حضرت زهرا با خشم و نفرت به طرف پیامبر می آمد، خاک ها را می زدود و به خدا شکوه می کرد و می فرمود: خشم خدا بر مردمی است که با رسول خدا اینگونه رفتار می کنند.

پیامبر تا دو- سه سال بعد از وفات حضرت خدیجه ازدواج نکرد. حضرت زهرا چنان رفتار می کرد و به پیامبر رسیدگی می نمود که لقب مادر ِپدرش.

دکتر محمدحسین رجبی دوانی

لقب ام ابیها صرفاً به دوران تجرد ایشان اختصاص نداشت. با اینکه پیامبر در مدینه ازدواج کردند و زنان متعددی داشتند، ولی چشم امیدشان فاطمه بود. پیامبر دختران دیگری هم داشتند مثل زینب، رقیه و… ولی حضرت زهرا به خاطر مقام شامخشان در بین تمام زنان عالم ممتاز است. لذا داریم وقتی پیامبر می خواست به سفر برود با آخرین کسی که وداع می کرد حضرت زهرا بود و اولین کسی که بعد از بازگشت می دیدند، هم حضرت زهرا بود و آن به خاطر نقش ایشان در دفاع از رسالت است.

لکن وقتی پیامبر بر اوضاع و احوال مسلط شدند و حکومت اسلامی اقتدار پیدا کرد، نداریم که پیامبر در معرض تهدید باشد که حضرت زهرا احساس مسئولیت کنند و به عرصه بیایند.

هرچند که در جنگ احد داریم که وقتی خبر به مدینه رسید و حتی خبر شهادت حضرت رسول شایعه شد، حضرت زهرا سراسیمه خودشان را به سرعت به احد رساندند. وقتی پیامبر را مجروح می بینند از ایشان پرستاری می کنند. و به نظر من اگر موقعیتی می رسید که جنگ ادامه پیدا می کرد و پیامبر خدا را در معرض خطر می دید، ایشان حتما سلاح به دست می گرفت ولی زمانی که ایشان رسید جنگ تمام شده بود و بنابراین صرفاً به مداوای پیامبر پرداخت.

درحقیقت در دوران رسالت پیامبر چندان ایجاب نمی کرد حضرت فاطمه در عرصه سیاسی فعال باشد. البته حضرت زهرا در غدیرخم حضور داشتند. پیامبر زمانیکه برای حجت الوداع آمدند، حضرت زهرا را با خودشان آوردند و همه زنان را نیز موظف کردند بیایند. حضرت زهرا در غدیر با امیرالمومنین بیعت می کند.
اما با توجه به شرایط زندگی در زمان پیامبر که اصل زندگی حضرت زهرا هم در آن برهه زمانی بود، ایشان در آن دوران فعالیت سیاسی پررنگی نداشتند. فعالیت سیاسی شان در آن سه ماه آخر بود که اسلام هم به لحاظ اعتقادی و هم سیاسی به انحراف کشیده شده بود.

–    در زمان جنگ احد تعدادی از زنان به عنوان امدادگر یا در پشت جبهه حضور داشتند، چرا حضرت زهرا در اینجا نیستند؟ آیا به این دلیل است که اسلام این نحو حضور را قبول ندارد یا به این دلیل است که زنان دیگر حضور دارند و ایشان ضرورتی نمی بینند؟
سؤال خوبی است. به نظر می رسد کاری که سایر زنان می توانند انجام می دهند، مثلاً امدادگری، شأن بانوی بانوان دو عالم نیست. اما وقتی می شنود پیامبر خدا در خطر است، به عرصه می آید. حضور حضرت زهرا در احد برای دفاع از شخص پیامبر است. منتهی وقتی پیامبر می فرماید جهاد زنان خوب شوهرداری و زندگی را اداره کردن است، ایشان مهم ترین وظیفه خود را این می دانند که اولاً فرزند شایسته باشد، ثانیاً همسر شایسته باشد و ثالثاً مادر نمونه باشد که شد. لذا وقتی در حد عالی به عبادت، تهجد به مسائل معنوی می پرداخت به همان نسبت به همسرداری و فرزندداری توجه داشت.

امام حسن و امام حسین را استثنا کنیم به سبب اینکه معصومند؛ اما حضرت زینب و ام کلثوم که معصوم نیستند. ببینید چگونه حضرت زهرا، زینب را تربیت می کند که آن حادثه بزرگ را در کربلا و بعد از آن خلق می کند. حضرت زینب عبادت های عظیم را از مادر آموخته، اما به سبب اینکه از جزییات عبادت ایشان خبر نداریم، می گویند عباداتش مانند عبادات امیرالمومنین بود.

–    بسیار خب! در خصوص قضیه فدک؛ اصلاً چرا انقدر فدک برای ایشان مهم بود؟
اگر حضرت زهرا به میدان می آید و فدک را طلب می کند، بحث بر سر تعلق خاطر به دنیا نیست. اگر ایشان حق را طلب کند در برابر ظلم و زور و غصب ایستاد و تسلیم ظالم نشد.

ما در اسلام حدیث داریم اگر کسی در دفاع از مال خود کشته شود، شهید محسوب می شود. معنای آن تعلق به مال نیست، ایستادگی در برابر ظالم است. مسئله مهم تر آن است که حضرت فاطمه (س)می خواهد با بحثی که راجع به فدک و میراث خود از پیامبر دارد جایگاه الهی، معنوی و قرآنی خود را اثبات کند و با بهره برداری از این اثبات، خلافتی را که غصب شده طلب نماید. لذا وقتی با ابوبکر روبرو می شود و بحث فدک را مطرح و حق خود را طلب می کند، اگر غاصبان به قرآن اعتقاد داشته باشند باید بدانند حضرت زهرا مصداق اتم آیه تطهیر است. و جز حق سخن نمی گوید و نباید از ایشان شاهد بخواهند. خواستن شاهد به معنی عدم اعتقاد به آیه تطهیر و قرآن است. آنها می دانستند مقصود حضرت چیست اگر در این امر مادی، یعنی فدک ایشان را تصدیق کنند، فردا باید ادعای او در مورد خلافت را نیز بپذیرند؛ لذا به حرف ایشان اهمیت ندادند و شهود ایشان را نپذیرفتند. به غلط میان ما رواج دارد که ایشان در جمع مردم مطالبه فدک را کرد و خطبه فدکیه را خواند، درحالیکه درست است در این خطبه به فدک اشاره شده، اما ایشان در آنجا فرمود که فدک ارزانی تان باد. هدف دفاع از ولایت بود.

دکتر محمدحسین رجبی دوانی

–    ایشان در خطبه فدکیه بر چه مواردی تأکید داشتند؟
حضرت در آغاز تعابیر بسیار مهم، با محتوای عمیق نسبت به ذات احدیت مطرح می کنند و بعد می پردازند به ظلم ستیزی و پس از آن جایگاه ولایت و مصداق ولایت را که امیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع) است. می فرماید آنگاه که شما در جهل و بدبختی به سر می بردید او بود که با جانفشانی های خود اسلام را عزت بخشید. و بعد مردم را به سبب سکوت نا به جا به محاکمه می کشاند.
همانطور که قبلا هم گفتم این خطبه اتمام حجت با بشریت در طول تاریخ است. و جالب است که بدانید راوی این خطبه حضرت زینب(س) است درحالیکه پنج سال دارد. که بعدها افرادی مانند ابن عباس آن را از حضرت زینب روایت می کنند.

–    تقدم و تأخر اتفاقاتی که برای حضرت زهرا(س) بعد از رحلت حضرت رسول افتاد، به همان ترتیبی بود که در ابتدا اشاره کردید؛ یعنی رفتن به درب خانه انصار و مهاجرین، خطبه فدکیه، آتش زدن درب منزل و …؟
از نظر من تقدم و تأخر همانگونه است که ذکر شد. از آنجاییکه وظیفه امیرالمومنین این است که در آغاز غصب خلافت مردم را آگاه کند، به خانه مردم می روند. آن هم شبانه، چون روز در اختیار دشمن است.

بعد از این غاصبان دیدند اهل بیت و بنی هاشم بیعت نمی کنند، ترس این را داشتند که دست به قیام بزنند. هر قیامی هم نیاز به یک پشتوانه مالی دارد؛ تا فدک و سایر اموال پیامبر در اختیار حضرت زهرا باشد، برای آنها خطرناک است. لذا برای اینکه از پشتوانه مالی محروم باشند، فدک را غصب می کند و حضرت زهرا برای پس گرفتن آن تلاش می کند.

و بعد به نظر می رسد که حمله به خانه ایشان می کنند.

–    نقل دیگری هم در تاریخ شده است مبنی بر گریه های حضرت و بیت الاحزان؛ آیا این وقایع هم کارکرد سیاسی داشته است یا خیر؟
ببینید درخصوص بیت الاحزان، علامه مجلسی این داستان را در بحارالانوار مطرح می کند و بعد از اتمام آن می گوید سندهای این نقل خیلی قوی نیست. البته ممکن هم است درست باشد.

حضرت زهرا می داند رحلت پیامبر چه فاجعه بزرگی است، نعمت وحی بر بشر قطع شده است. از طرفی رسول خدا بهترین پدر دنیاست و حضرت فاطمه از نظر عاطفی حق دارد تا توان دارد گریه کند و مسئله مهم تر بحث ولایت است که به حاشیه رانده می شود و این برای هر انسان مؤمنی سخت است. اینها گریه دارد اما اینکه حضرت بهره برداری سیاسی کند، توهین به شخصیت آن بزرگوار است. اما اگر گریه های ایشان را مردم بشنوند، باید بر سر خود بزنند که ما چه کرده ایم که کسی که نور چشم پیامبر بود و بارها پیامبر فرمود: فاطمه پاره تن من است، هرکس او را بیازارد مرا آزرده، چه باعث آزردگی او شده که اینگونه گریه می کند؟ اگر کسی اندک معرفتی داشته باشد باید به خود بیاید و در رفع ناراحتی ایشان بکوشد.

دکتر محمدحسین رجبی دوانی

اما من از طرفی من این نقل را مقداری مخدوش می بینم از این باب که پیامبر بسیار سفارش همسایه را کرده بود، اینکه حضرت زهرا(س) کاری کند که همسایه ها صدایشان درآید معنا ندارد و در شأن ایشان نیست. از طرف دیگر پیامبر تأکید فرموده در مصیبت صبر کنید و در قرآن آیه داریم: «و اذا اصابتکم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه الراجعون» آن بزرگوار هم باید در مصیبت صبر داشته باشد. لذا این موارد با هم سازگار نیست. از طرفی شکایت مردم هم قابل پذیرش نیست؛ هرکس یک مصیبت زده را ببیند حداقل همدردی را با او می کند. حالا، ایشان که دختر رسول خداست و غم بزرگی از رحلت رسول خدا بردل دارد. در مجموع پذیرش این واقعه خیلی قابل قبول نیست. البته می گویم این در تخصص من نیست و حدیث شناسان و اهل فن باید نظر بدهند؛ چون ما چنین چیزی را درتاریخ نداریم و در احادیث است.

–    اگر نکته ای باقی مانده که لازم است مخاطبین بدانند، بفرمایید.
حضرت زهرا راه را به ما نشان داده اند و ممکن است این اتفاق در هر زمان و مکانی بیفتد.  خطبه فدک اتمام حجت با کل تاریخ است.

–    ممنون از فرصتی که در اختیار مهرخانه قرار دادید.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *